فصل 80 [ رحلت پيامبر و توطئه دشمنان ] - [ نقشه عمر در انكار كردن رحلت پيامبر ]
و از جمله حكايت و كلام شيخ - ادام اللَّه عزّه - گفته است شيخ - ايّده اللَّه تعالى - كه يافتم راويان اخبار و ناقلان آثار را همگى مىگفتند به درستى كه اول خلافى كه واقع شده در اسلام بعد از وفات رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله ، خلافى بود كه در امامت واقع شد ميان مهاجرين و انصار و به تحقيق كه همگى راويان اخبار سخن غلط كردهاند ؛ زيرا اول خلافى كه حادث شد در اسلام بعد از وفات رسول صلّى اللَّه عليه و آله ، مخالفت عمر بن الخطّاب بود در وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله . و ادعا كردن او حيات رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله را ؛ ( 30 ) زيرا همگى اهل تاريخ و ناقلان آثار گفتهاند در وقتى كه حق سبحانه و تعالى قبض روح مقدس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كرد و خبر وفات آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله منتشر شد ، عمر بن الخطّاب از منزل خود بيرون آمده گفت : و اللَّه كه من بعد از اين نخواهم شنيد از كسى كه بگويد رسول اللَّه وفات كرده مگر آنكه بكشم آن كس را ! ! ؟
به درستى كه رسول خدا نمرده است و نيست حال به غير اينكه غايب شده از ما كه امتيم چنان كه غايب شد موسى از قوم خود چهل شبانه روز . و اللَّه كه البته البته آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله رجوع خواهد كرد به قوم خود چنان كه رجوع كرد موسى . و البته البته خواهد بريد دست و پاى مردم را . » پس پيوسته اين سخن بر زبان مىراند در محفلى بعد از محفلى .
تا آنكه بيرون آمد ابو بكر به جانب عمر و گفت به او كه به حال خود باش اى عمر و عمر گوش به سخن ابو بكر نكرد . پس چون ابو بكر ديد كه عمر گوش به سخن او نمىكند برپا ايستاده حمد و ثناى خدا را به جا آورد و صلوات فرستاد بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله پس گفت : ايّها النّاس ! هر كس كه عبادت و پرستش محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مىكند پس به درستى كه حق تعالى زندهاى است كه هرگز نمىميرد . به درستى كه اللَّه تعالى خبر مرگ پيغمبر را به خودش داده و اين است قرآن مجيد در ميان شما