تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
« 1 » و جايى كه
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
« 2 » ؛ معنى پنجم آنكه عمر اقدام كرد بر قسم به خدا و سوگند به اسماء حسنى او - جلّ جلاله - در اين كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله نمرده . پس بر اين قناعت نكرده گفت كه آن حضرت غايب شده بعد از آن تشبيه كرد غيبت آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله را به غيبت موسى عليه السّلام از قوم خود و قسم خورد به خداى تعالى در مقدار زمان غيبت آن حضرت ، بعد از آن قانع به اين قدر قول باطل نشده خبر داد كه زود باشد كه آن حضرت ظهور كند و ببرد دستها و پاهاى مردم را ! ؟ و ما تسليم شويم كه عمر به سبب شبهه‌اى كه او را عارض شد اعتقاد كرد كه آن حضرت نمىميرد يا موت او پس افتاده از آن حالت . آيا به سبب كدام شبهه حكم كرد كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله هر گاه عود كند البته خواهد بريد دستها و پاهاى مردمان را ؟ به درستى كه اين امور بسى عجيب و غريب است ! ! و هر گاه كسى از روى انصاف تأمّل كند در اينها ، جزم مىكند كه اين قسم كارها جمع نمىشود با ديندارى از روى صدق و دور است از شرايط ايمان . و بسا باشد كه بعضى از سنيان در وقت شنيدن اين مقال عمر گمان كنند كه او اين سخنان را از روى عقيده و نيت جزم نگفته ، بلكه غرض او مصلحتى بوده است و آن مصلحت ترسانيدن امّت است تا منافقين به طمع نيفتند و دين را فاسد نكنند . پس اگر كسى از سنّيان را اين معنى به خاطر رسد مىگوئيم به او كه اين عذر كه از جانب عمر گفتى صحيح نيست بنا بر ظاهر سخن او و مناسب حال او نيست ؛ زيرا تكلّم مىنموده به آن سخنان مانند كسى كه از روى جد سخن گويد ، و مانند كسى كه به كلامى اعتقاد واقعى خود را بيان نمايد و تأكيد مىكرده كلام خود را به قسم . و اگر حال بر آن منوال باشد كه تو مىگوئى يعنى ارادهء اصلاح ميان مردم ، هر
هامش
( 1 ) سوره زمر ، آيه 30 . ( 2 ) سوره آل عمران ، آيه 144 .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 444 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري