تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
بيش از طوايف مذكوره ظاهر مىشود . و اگر كسى به جنبش درآورد نظام را و بپرسد از او حقيقت حال را ، ظاهر مىسازد از او آنچه پوشيده است بر مردم از تناقض كه در مذهب او هست ، به حدّى كه بىقدر و خوار كند او را در نظر مردم . و ليكن اصحاب او كه از اين قسم سخن ساكت‌اند وجه‌اش آن است كه ايشان اهل اخبار و روايات و احكام و فتوى نيستند ، بلكه سخن راندن از « تداخل » « 1 » و « طفره » « 2 » كه دو مسألهء علم كلامند خوشتر و نافع‌تر است نزد ايشان از علم قرآن و احكام پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله . و به خدا سوگند كه او بد مذهبى از براى خود اختيار نموده و دين خود ساخته و زود باشد كه ما در وقت رد كردن مذهب او تكلم كنيم به آنچه سزاوار و واجب باشد . شيخ گفته است - ايّده اللَّه تعالى - كه آيا كدام از اين دو به ما اولى باشد ، تصديق كردن بر نظّام قول خودش را كه خبر داده از مذهب خود و صريح كلام خودش دلالت بر آن مىكند و عمرو بن بحر جاحظ كه شاگرد و مصاحب او بوده از او نقل مىكند ، يا تصديق كردن اين جماعت معتزله از روى تعصّب به رأى باطل حمل كرده‌اند نفس خود را بر بهتان و ستيزه به واسطه خصومت و لجاج . و چگونه مستحسن باشد مباحثه و مناظره با كسى كه سوار شده باشد مانند اين مركب را در بىحيائى و مكابره اگر نه قومى كه از ضعفا باشند در علم ، و ايشان را
هامش
( 1 ) « تداخل » عبارت است از اينكه چيزى در چيزى ( جسمى در جسمى ) ديگر داخل شود بىآنكه به حجم و به اندازه آن بيفزايد ( تعريفات جرجانى ، ماده « تداخل » ) . اين سخن بدان معناست كه اشياء ( دو شىء يا بيش از آن ) در يك ديگر نفوذ كنند و در حجم و وضع متّحد گردند و در مكانى واحد قرار گيرند . . . تداخل اجسام ، يا تداخل جواهر امرى است آشكارا محال ، زيرا اگر تداخل ، امرى ممكن و متحقق باشد امكان آن نيز هست كه سراسر جهان مادى در يك جزء ، جاى گيرد و در عين حال به حجم و اندازهء آن جزء هم افزوده نگردد . « دائرة المعارف تشيع » 4 / 187 . ( 2 ) « طفره » عبارت است از انتقال جسم از جزو مسافتى به جزو مسافت ديگر بدون آنكه از اجزاى ما بين گذر كند و محاذى آنها قرار گيرد و به عبارت ديگر انتقال از مسافتى به مسافتى ديگر و از مكانى به مكانى ديگر بدون گذشتن از مسافت متوسط ، و اين امر محال است . « فرهنگ معين » 2 / 2228 .