فصل 77 [ تلاش معتزله در برى ساختن نظّام ]
گفته است شيخ - ايّده اللَّه تعالى - يافتم جماعتى از معتزله را كه مضايقه مىنمودند كه آنچه حكايت كردم از نظام به وساطت جاحظ ، مذهب نظّام بوده باشد و اعتقاد به آن سخنان داشته باشم و باعث بر اين قول ايشان را حميّت و تعصبى بود كه از براى اهل اعتزال مىورزيدند . تا به حدى كه لازم ساخته بود تعصب برايشان كه انكار آنچه معلوم و مشخص بود از سخن نظام مىنمودند .
و مرتكب بهتان كه موجب بىقدرى و خوارى صاحبش مىباشد مىشدند .
بلكه كار ايشان به جايى رسيده بود كه در صدد عذرخواهى از براى نظام در آنچه ما ذكر كرديم از سخنان او در آمده ، مىگفتند كه اين سخنان نظام كه راجع است به تخطئه صحابه نه آن است كه معتقد او بوده باشد ، بلكه غرض از اينها حجت آوردن است بر ناقلان روايات و اعتراض كردن بر فقهائى كه خصم او بودند ؛ به اين طريق كه اين شناعتها و خطاها بر صحابهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله لازم است . بنا بر عمل كردن به اين روايات و اخبار كه از صحابه منقول شده و بر حد تواتر نرسيده و هر كس اعتماد كند بر امثال اين روايات كه متواتر نشده براو لازم است كه قائل شود به تشنيع و تخطئه صحابه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله .
و اما من كه نظّامم بر من لازم نمىآيد قائل شدن به اين طور امر شنيعى ؛ زيرا عمل به اين قسم اخبار نمىكنم ، بلكه اعتماد من بر ظاهر قرآن مجيد و اخبارى است كه بر حد تواتر رسيده باشد پس بنا بر طريقهء من ، سالم مىمانند صحابه و تابعين از خطا و شناعات .
گفته است شيخ - ايّده اللَّه - كه آنچه اين طايفهء معتزله مىگويند تمنائى است كه از جهل ايشان ناشى شده و استدلالى است كه دلالت مىكند بر ضعف عقل كسى كه معتقد آن باشد . يا بر محض تعصب و عناد ؛ زيرا صريح كلام نظّام و ظاهر آن و باطن