گفته است ابراهيم نظّام پس به تحقيق اقرار كردند اين جماعت بر نفس خود اينكه به گمان ، حكم در خون مسلمانان مىكنند . و به رأى خود مباح مىگردانند زنان را بر مردان و از پيش خود حكم مىكنند در مال بندگان خدا ، و به گمان ، واجب مىگردانند عبادات را بر مسلمانان . و حال آنكه نهى كرده خداى تعالى بندگان را از اينكه حكم كنند در امور دين به رأى و گمان دهند در حق يك ديگر به آن و گفته است در قرآن مجيد :
إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
« 1 » امر كرده بندگان را به علم يقينى پس مخالفت كردهاند قوم امر و نهى خداى عز و جل . و حال آنكه مىدانند مردم اطاعت مىكنند ايشان را و آنچه حكم مىكنند در نظر مردم لازم و واجب است و گريزى از آن نيست .
گفته است ابراهيم هر گاه اين شيوه و اين سلوك يعنى حكم كردن به رأى در امور دين موجود باشد در بزرگ و كوچك پيشينيان ، يعنى آن جماعت كه به خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رسيدهاند پس چه گمان دارى به جمعى كه تابعيناند . و همچنين چه گمان دارى به طايفهاى كه بعد از تابعيناند و هر گاه اقرار كرده باشند قوم بر نفس خود به آنچه گفتيم پس آنچه اقرار نكردهاند به آن و پنهان كردهاند و صرفه در پنهان داشتن آن ديدهاند به يقين بيش از آن خواهد بود كه اقرار كردهاند .
[ پاسخ شيخ مفيد به نظّام ] - [ بىاساس بودن ادعاهاى نظّام ]
گفته است شيخ - ادام اللَّه عزّه - به تحقيق داخل كرده ابراهيم نظّام ، امير المؤمنين عليه السّلام را در جماعتى كه ما نقل كرديم سخن نظام را در شأن ايشان و آن حضرت را منسلك گردانيده در سلك آن جماعت به اعتبار گفتارهاى ناپسنديده و اين كار از ابراهيم صادر شده به محض عنادى كه با آن حضرت داشته و تعصبى كه بازگشت ننموده در آن تعصب به سوى شبهه چه جاى دليل . بلكه اعتماد كرده در امداد تعصب و عناد بر بهتان و لجاج .
جاحظ و ياران او از اهل اعتزال ، گمان كردهاند كه نظّام تمسك جسته در اين
هامش
( 1 ) سوره زخرف ، آيه 86 .