شده است به اين روايات از آل محمد عليهم السّلام از آن جمله ، آن است كه روايت كردهاند از ايشان در تفسير قول خداى تعالى :
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ
« 1 » ؛ يعنى روزى كه ظاهر مىشود بعضى از آيات و علامات كه خدا قرار داده است نفع نمىدهد به كسى ايمانى كه در آن وقت بياورد اگر پيشتر ايمان نياورده باشد يا كسب نكرده در ايمانش چيزى .
فرمودهاند مراد به اين علامت ، قائم عليه السّلام است . پس هر گاه ظاهر شود آن حضرت ، قبول كرده نمىشود توبهء مخالف و اين باطل مىكند آنچه را به سائل اعتماد بر آن كرده بود . پس اگر كسى بحث كند بر اين جواب به چه انكار مىكنيد قول كسى را كه بگويد بنا بر اين لازم مىآيد كه خداى تعالى تحريص كند بندگان را به عصيان و مباح گرداند براى ايشان هرج و مرج و طغيان .
زيرا هر گاه ايشان قادر باشند بر كفر و بر انواع ضلالت و نااميد باشند از قبول توبه نمىخواند ايشان را داعى به باز ايستادن از آنچه در طبايع ايشان است از فتنه و فساد و ممنوع نمىشوند از فعل قبيحى كه مىرسند به سبب آن به نفع عاجل .
و كسى كه وصف كند خداى تعالى به تحريض كردن خلق بر معاصى و مباح گردانيدن گناهان براى ايشان عظيم افترائى بسته است بر خداى تعالى .
جواب مىگوئيم حال چنان نيست كه شما گمان كردهايد ؛ زيرا در آن وقت نيست داعى كه بخواند ايشان را به معاصى به هيچ وجهى از وجوه و سببى از اسباب .
از براى اينكه ايشان به سبب عذابى كه كشيدهاند تا وقت رجعت براى مخالفت ائمه عليهم السّلام و علمى كه دارند به اينكه بعد از اين عذاب خواهند كشيد براى گناهان سابق مىدانند كه اگر ديگر قصد فعل قبيحى كنند زياد مىشود عقاب
هامش
( 1 ) سوره انعام ، آيه 158 .