خواهد بود . و اين دليل نيست تا ضعيف باشد بلكه بعد از ثبوت رجعت اين نكته است متفرّع بر آن . ) پس خبر ده مرا چه چيز ايمن مىسازد شما را از اينكه توبه كند يزيد و شمر و ابن ملجم و برگرداند از كفر و ضلالت و رجوع كنند در آن حال به طاعت امام پس واجب شود بر شما دوستى ايشان و جزم به ثواب براى ايشان و اين نقض مذاهب شيعه است ؟
شيخ مذكور جواب گفت كه ما قائل شديم به رجعت از روى اخبار و اعلام ائمه عليهم السّلام به آن و نيست فكر و نظر را در آن مجال و من نمىگويم جواب از اين سؤال ؛ زيرا حديثى نرسيده است به من در اين باب و جايز نيست مرتكب جواب شوم از جهت غير حديث . پس تشنيع كردند به سائل و جماعت معتزله براو به اينكه اعتراف به عجز كرد .
شيخ مىفرمايد : پس من مىگويم به درستى كه اين سؤال دو جواب دارد يكى اينكه عقل منع نمىكند از وقوع ايمان از جمعى كه سائل ذكر كرد ؛ زيرا خواهند بود در آن وقت قادر بر آن و متمكن از آن . ليكن احاديثى كه وارد شده است از ائمهء هدى عليهم السّلام به حكم جزم برايشان به خلود در آتش و تديّن به لعن ايشان و برائت از ايشان تا آخر الزمان منع مىكند از شك در حال ايشان و واجب مىسازد حكم قطع به سوء اختيار ايشان .
پس جارى شدند در اين باب مجراى فرعون و هامان و قارون . و هر كس كه حكم كرده باشد خداى تعالى براو به خلود در آتش و دلالت كند آن بر اينكه ايشان اختيار ايمان نمىكنند هرگز . از آن جمعى كه خداى تعالى فرموده است در باب ايشان :
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 1 »
هامش
( 1 ) سوره انعام ، آيه 111 .