حدس و توهّم و گمان فاسد است كه نه افادهء يقين مىكند و نه موجب علم مىشود و اگر ما اعتراف كنيم كه ايشان مجتهدند هر آينه ملامت ايشان نمىكرديم .
و ليكن اعتقاد داريم كه ايشان تفريط و تقصيركننده و گمراه و ضالّند و كسى كه اطلاق كرده است كلام خود را بر اهل اجتهاد در احكام . پس اطلاق كرده است مجاز را . زيرا قوم شهرت دادهاند خود را به اين صفت حتى اينكه گرديده است اين مثل علم براى ايشان و اگر چه به خلاف و ضد اين صفت موصوفاند پس گرديده است اين نام براى ايشان مثل اينكه نام كردهاند بيابان را كه محل خطر است به « مفازه » ( يعنى محل فوز و خلاصى ) و مار گزيده را به « سليم » . و آفتاب را « جونه » ( يعنى سياه به معنى سفيد نيز آمده و بنا بر اين مثال خالى از خللى نيست ) .
و آنچه شبيه به اينها باشد ؛ پس تأمل كن تا راه راست بيابى .
( اين است ترجمهء كلام شيخ رحمه اللَّه و توجيه آن به قدر امكان ، ليكن در بعضى عبارات اشتباهى است و مراد معلوم نمىشود ، پس اقتصار كرديم در آن به ترجمهء محض و اللَّه أعلم بمراده ) .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٢٤