تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ايشان را در آن حقى نيست و اگر از ايشان بود و ليكن به رسول صلّى اللَّه عليه و آله بخشيده بودند پس بد كردند به سبب آنكه برگشتند از بخشيدن و شكستند عهد خويش را . ابو حنيفه ساعتى ساكت شد بعد از آن گفت : نبود از رسول صلّى اللَّه عليه و آله و نه از ايشان تنها و ليكن ايشان نظر كردند در حق عايشه دختر ابو بكر و حفصه دختر عمر پس مستحق دفن آنجا شدند به قدر حصهء دختران خود . فضال به او گفت : اين را به برادرم گفتم جواب گفت تو مىدانى كه نبى صلّى اللَّه عليه و آله رحلت نمود از نه اهل و زن . و ما نظر كرديم ديديم كه به هر يك از ايشان يك حصّه از نه حصّه از هشت يك آن مىرسد . ( زيرا حصهء زن هر چند نفر كه باشد هشت يك مال است ، پس چون نه زن باشند آن نه حصّه خواهد شد براى هر يك ، يك حصّه ) در باز مقدار آن حصّه نظر كرديم ديديم يك شبر « 1 » در يك شبر مىشود . پس چگونه ايشان مستحق اكثر از يك شبر شدند و به قدر قبر تصرف كردند ؟

[ سؤال در باره ميراث پيامبر ص ]

بعد از اين گفتگو مىگوئيم چه چيز است حال حفصه و عايشه كه از رسول صلّى اللَّه عليه و آله ميراث مىبرند و فاطمه دختر رسول صلّى اللَّه عليه و آله از ميراث ممنوع مىشود ؟ ابو حنيفه گفت : اى قوم اين را از من دور كنيد و اللَّه او رافضى و خبيث است . ( و ايشان شيعه را رافضى مىگويند و خبيث يعنى ناخوش و بد )
هامش
( 1 ) شبر يك وجب .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 163 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري