فصل 29 [ مشورت پيامبر با ابو طالب در باره ليلة المبيت ]
خبر داد مرا شيخ - ادام اللَّه عزّه - چون رسول صلّى اللَّه عليه و آله خواست از قريش پنهان شود و به طرف درهاى به سبب خوف از جان خود بگريزد ، با ابو طالب پدر امير المؤمنين عليه السّلام مشورت كرد . پس ابو طالب اشاره به پنهان شدن نمود و آن را مناسب دانست و پيش امير المؤمنين رفت و به او گفت كه جاى رسول صلّى اللَّه عليه و آله بخوابد تا با جان خود حفظ آن حضرت كند .
امير المؤمنين عليه السّلام اين را قبول كرد ، چون شب شد و چشم مردم به خواب رفت ، ابو طالب با امير المؤمنين آمد . پس رسول صلّى اللَّه عليه و آله برخاست و امير المؤمنين عليه السّلام را در جاى خود بخوابانيد .
پس امير المؤمنين به ابو طالب گفت :
« يا ابتاه إنّى مقتول »
؛ يعنى اى پدر ، من نزديك به هلاكت و قتلم . « 1 » ( قطع اميد از من و طمع از حيات من بدار و از خدا طلب اجر كن )
[ اشعار ابو طالب ]
ابو طالب گفت :
اصبرن يا بنىّ فالصّبر احجى * كلّ حىّ مصيره لشعوب « 2 »
؛ يعنى اى پسر من ، در اين بلا صبر كن ، به درستى كه صبر كردن عاقلى است و هر زنده آخر راهش به موت است .
قد بذلناك و البلاء شديد * لفداء النّجيب و ابن النّجيب
تو را در بلاى شديد بذل كرديم از براى فداء كسى كه نجيب و پسر نجيب است . ( يعنى رسول صلّى اللَّه عليه و آله )
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد » 14 / 64 .
( 2 ) اين ابيات را در ديوان ابو طالب رحمه اللَّه ، نيافتيم ولى در ديوان امام على عليه السّلام ص 63 به نقل از ابو طالب عليه السّلام ذكر شده است .