نحو رستم فرزند زال بر اسفنديار روئينتن غلبه كند . فردوسى مىفرمايد :
يكى كوه بد نامش البرز كوه * بخورشيد نزديك و دور از گروه
بدانجاى سيمرغ را لانه بود * كه آنجا نه از خلق بيگانه بود
محل سيمرغ در اوستا بالاى درخت بزرگى كه در وسط درياى فراخكزت مىباشد ، آمده است .
فردوسى بدين نكته ( در فصل مربوط به مژده دادن ديدهبان به ايرانيان از رسيدن يارى ) اشاره كرده است .
" بكردار سيمرغ از اين ديدگاه * برم آگهى سوى ايران سپاه "
حال اضافه مىنمائيم سيمرغ گاهى هم به عنوان سيمرغ حكيم يا بالاتر از آن به عنوان راهنما و مشاور بزرگ تلقى مىگرديده كه در حقيقت نظر و راى وى بسيار صائب بلكه حتمى الاجرا بوده است و عموما در مشكلات و معضلات امور از وى نظر مىخواستند .
در سراسر شاهنامه از اين كلمه درباره مشورتها و اجلاسها و انجمنها و امثال آنها ديده مىشود .
من باب مثال در چارهجوئى زال از سيمرغ در جنگ رستم و اسفنديار فردوسى چنين گويد :
به دو گفت زال " اى پسر گوشدار * سخن چون بپاى آورى هوشدار
همه كارهاى جهان را در است * مگر مرگ را كان در ديگر است
يكى چاره دانم من اين را گزين * كه سيمرغ را يار خوانم برين
گر او باشدم زين سپس راهنماى * بماند بما مرز و كشور بجاى
و گرنه شود بوم ما پر گزند * از اسفنديار آن يل بدپسند "