مخاط معده و ايجاد زخم ، و لو ميكروسكوپيك باشد ( همينقدر كه بتواند ، تدريجا ، خونريزى دهد ) ، كمخونى تدريجى در مصرفكنندگان ايجاد مىكند .
بارى ، اين است هنر پزشكى و صنعت داروسازى در قرن بيستم كه مثلا آسپيرين را مىسازند و ضررش گرد بىخاصيتى به آن اضافه مىكنند كه واقعا بىخاصيت است زيرا نمىتواند از بروز زخم در معده و پيدايش خونريزى و كمخونى جلوگيرى كند . * 7
ضرر ساليسيلات دوسود از ضرر آسپيرين هم بيشتر است و در بسيارى از مصرفكنندگانش ، اختلالات عصبى و خونروى ناشى از نقصان پروترومبين خون و نشانههاى آلرژيك و عوارض كليوى ايجاد مىكند . به اين جهت ، براى ممانعت از بروز اختلالات عصبى كه بيشتر به علت اسيدوستوز پس از مصرف ساليسيلات دوسود به وجود مىآيد ، مقدارى بيكربنات دوسود به ساليسيلات
دوسود اضافه مىكنند ولى اين عمل نه تنها نتوانسته است جلوى اين اختلالات عصبى را بگيرد ، بلكه قوزبالاقوز هم شده و از تأثير مثبت ساليسيلات دوسود نيز كموبيش كاسته است .
علت اين پديده در كتاب داروى شيميايى « 1 » ، صفحه 1027 چنين بيان شده است : « ساليسيلات دوسود به سرعت از مخاط رودهها جذب مىشود و سپس در همه بافتها و مخصوصا مفاصل و بهطور انتخابى روى اوتار آپونوروزها ، غضروفها و عضلات كه معمولا ويروس روماتيسم روى آنها جايگزين مىشود تثبيت مىگردد . فيكسر و مقدار زيادى از آن در كبد و ريتين جاى گرفته و عيار ساليسيلات را در خون منظم مىسازد . فابر و همكارانش ضمن مطالعه دربارهء اهميت نسبى راههاى خونى و لنفاوى از نظر جذب مواد دارويى و سمّى متوجه شدند كه افزودن بىكربنات دوسود به ساليسيلات
هامش
( 1 ) .Pharmacie Chimique