نكتهء ديگرى كه حائز اهميت است و امروز بايد به آن توجه شود ، اين است كه قدما ضمن معالجهء سرطان ، از معالجات كبدى نيز غافل نبودند .
چرا كه عقيده داشتند حرارت كبد ، باعث سوختن مواد صفراوى موجود در خون مىشود و مادهء مولد سرطان از همين راه به وجود مىآيد ، اكنون نيز ما به اختلال عمل كبد براى توليد متيل كلانترن يا ساير مواد مولد سرطان از اسيدهاى صفرا قايل هستيم .
جرجانى در كتاب ذخيره مىنويسد :
و حرارت جگر را به غذا موافق و به شربتها و ضمادها ساكن بايد داشت و به اعتدال بازآورد تا سوخته شدن خون باز دارد .
چنانكه قبلا گفتيم ، بهطور كلى پزشكان قديم هر عملى كه براى معالجهء بيماران انجام مىدادهاند ، مستدل و منطقى و به استناد موازين علمى و قواعد و قوانين پزشكى بوده است . داروهايى كه براى معالجهء سرطان به كار مىبردهاند ، هر كدام خواصى داشت كه طى قرنها مطالعه و تحقيق ، به فوايد آن پىبرده بودند . اين داروها ، هم از داخل ، به صورت خوراكى و هم از خارج به صورت مرهم و ضماد ، روى غده سرطانى تجويز مىشده است . براى نمونه ، يك نسخه از اين داروها ذكر مىشود و آن حبّ طبرى است . على بن ربن طبرى در 235 ه . ق زندگى مىكرده و در طبرستان زاييده شده است . ابو بكر محمد بن زكرياى رازى ، معروفترين پزشك و شيمىدان قديم ايران ، شاگرد او بوده است . طبرى پزشكى دانشمند و زبردست بود و كتاب فردوس الحكمه ، تحفه الملوك ، كناش الحضرع ، منافع الاطعمه ، ترتيب الاغذيه ، كتاب الحجامه و حفظ الصحه از نگارشهاى اوست . طبرى با آن مقام فضل و دانش ، ابدا غرور و خودپسندى نداشت و اغلب در مسافرتها و سياحتهايى كه در شهرها و قصبات مىكرده ، بعضى معالجات عجيب از پيرزنها مىديده كه مورد دقت و تحقيق قرار مىداده و به خوبى مىدانسته است قسمتى از علم طب ، در كتابها
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٦٨