و متكى به دلايل منطقى و مستدل بود و خلاصه همانطور كه ما امروز براى تشخيص و معالجهء بيمارىها خود را مجهز به يك سلسله معلومات پزشكى مىدانيم و هر لحظه به اتكاء علم قدم برمىداريم و از اين راه حوادثى را مىتوانيم كاملا پيشبينى كنيم ، قدما نيز در هر لحظه به استناد يك سلسله حقايق مستدل عمل مىكردند و وضع حال و آتيهء بيمار كاملا بر آنها روشن بود و مخصوصا در پيشآگهى بيمارى مهارت كاملى داشتند كه امروزه مسلّما چنين مهارتى وجود ندارد .
درمان سرطان در قديم
همانطور كه امروز سرطان را از خطرناكترين بيمارىها مىدانند ، اطباى قديم نيز آن را از كليهء بيمارىها خطرناكتر مىدانستند ، مخصوصا ، نوشتهاند كه حتى خطر جذام از سرطان كمتر است . به اين جهت ، قدما به محض تشخيص اين بيمارى سعى مىكردند با تدابير غذايى و دارويى خاص از پيشرفت آن جلوگيرى كنند و رشد آن را متوقف سازند و بيشتر غذاهايى كه به بيماران مىدادند از غذاهاى سرد و تر ( به اصطلاح قدما ) تشكيل مىشد .
تأثير اين غذاها اين بود كه ترشح انسولين لوز المعده را زياد مىكرد و امروزه ثابت شده است كه انسولين از رشد و نمو سرطان جلوگيرى مىكند . پس عجيب نبوده است اگر با اين تدابير كمكم در حال بيمار مبتلا به سرطان پيدا بهبود مىشد و نيز قدما سعى داشتند كه سرطان ريش نشود يعنى به قرحه تبديل نگردد زيرا از قرحه سرطانى مىترسيدند و عاقبت آن را خطرناك مىدانستند .
و اگر سرطان طول مىكشيد و مستحكم مىشد و مخصوصا اگر مادهء مرض به اعضاى مختلف بدن انتقال پيدا مىكرد ( كه امروز متاستاز گويند ) اطباى قديم معتقد بودند علاج ندارد .