شيخ در قانون مىنويسد : « ان يبرء المبتدى فاما المستحكم فكلا » ، يعنى :
« سرطان اگر در ابتدا باشد معالجه مىشود ولى اگر مستحكم شود علاج ندارد » .
سيد اسماعيل جرجانى نيز در كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى مىنويسد :
ببايد دانست كه تدبير صواب اندر علاج اين علت آن است كه او را نگاه دارند تا آنچه پديد آمده همچنان و هم چندان بماند و زيادت نشود و ريش نگردد و ممكن است كه از اول چون پديد آيد اگر زود علاج كنند علت به جملگى زايل شود لكن آنچه محكم شده باشد زايل شدن آن ممكن نيست .
ولى چون حد و مرزى بين حالات خفيف و شديد مرض وجود ندارد ، معلوم نيست موفقيت قدما در معالجه سرطان به وسيلهء داروها و رژيمهاى خاص غذايى كه به كار مىبردهاند تا چه اندازه بوده است .
مطلب ديگرى كه لازم است خوانندگان عزيز از آن مطلع شوند اين است كه همچنان كه امروز بيمار مبتلا به سرطان را بهدست جراح مىسپارند ، در زمانهاى قديم نيز جراحان چيرهدستى بودهاند كه غده سرطانى را عمل مىكردند و قابل توجه است كه جراح دقت مىكرده تا تمام عروق خونى و لنفاوى اطراف غده را نيز بردارد و كليهء قسمتهاى ناسالم را از نسج طبيعى جدا كند و بلافاصله پس از عمل جراحى زخم را نمىبستند بلكه اندكى به حال خود باقى مىگذاشتند تا مقدارى خون فاسد خارج شود . تمام اين دقتها براى اين بود كه چيزى از مادهء سرطان باقى نماند و بيمارى عود نكند .
ابن سينا شرح حال يك نفر بيمار را بيان مىكند كه سرطان پستان داشته است و جراح او را عمل كرده و پستانش را از بيخ برداشته بود ، ولى چندى بعد ، سرطان در پستان ديگر او پيدا شده است و ابن سينا مىگويد علت اين امر ، انتقال مادهء سرطان از پستان مبتلا به پستان سالم بوده است .
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٦٧