اطباى قديم از اين تئورى و هر تئورى ديگرى كه در علم الامراض به كار مىبردند نتايج عملى گرفته و در درمانشناسى از آنها استفاده مىكردند و چون از طرف ديگر ، با تجسسات و تحقيقات زياد از خواص كلّيه مواد حياتى و نباتى و معدنى كه طبيعت در دسترس آنها قرار داده بود آگاه بودند ، در هر مورد ، به مقتضاى وضعيت بيمار ، درمان مناسبى به كار مىبردند . مثلا ، براى دفع سوداى بلغمى ، يعنى ، اسيد اوريك از بدن سورنجان مصرى « 1 » تجويز مىكردند و امروز مىدانيم كه سورنجان بهترين دافع اسيد اوريك از بدن است و مخصوصا در مورد سرطان معلوم شده است كه اين گياه از بزرگ شدن غده سرطانى جلوگيرى مىكند و به اصطلاح كارسينو اينى بيتور « 2 » است و نيز پنير آب يا شير بريده كه به عربى ماء الجبن و به فرانسه پتى له « 3 » گويند تجويز مىكردند كه ملين و مدر است و فضولات و رسوب را از بدن دفع و خون را تصفيه مىكند و براى كليّه بيمارىهاى سوداوى نافع است .
روزى با يكى از اطباى وزارت بهدارى كه اهل تحقيق است صحبت مىكردم ، مىگفت :
اطباى قديم ايران در معالجهء امراض ، مهارت بسيار داشتند و درمانشناسى آنها سرشار از كليه مواد و فرآوردههايى بود كه طبيعت در اختيار آدمى گذاشته است ولى عقايد و تئورىهايى كه در علم الامراض و بيان علت بيمارىها داشتند چندان پايه و مايهء علمى نداشت و مستدل و منطقى نبود . به او جواب دادم ، اگر مطالعات دقيقترى در طب قديم داشتيد ، به خوبى بر شما معلوم مىشد كه علت موفقيت قدما در معالجهء امراض ، همانا آشنايى كامل به وضع بدن و اطلاعات صحيح و دقيق در تشريح ، فيزيولوژى ، اتيولوژى و پاتولوژى بود و در هر لحظه هر كارى مىكردند كاملا منطبق با اصول علمى
هامش
( 1 ) .Colchique( 2 ) .Carcino - inhibiteur( 3 ) .Petit lait