به عقيده من ، سه مرد ، هر كدام از جهتى ، در سرنوشت طب قرن نوزدهم تأثير فوق العاده داشتهاند ، اين نوابغ نيكوكار عبارتاند از : لائنك ، تروسو و پاستور .
تروسو در مشاهدات بالينى ، دقت و وسعت معلومات پزشكى ، يكى از اطباى بىنظير فرانسه در عصر خود بود و اتفاقا خودش نيز به آسم مبتلا بود و در اين بيمارى مطالعات خيلى زياد داشت . اين پزشك دانشمند گوم آمونياك را در خود و ساير بيماران مبتلا به آسم امتحان كرده و مىگويد : نتايج بسيار درخشانى از آن گرفتهام مخصوصا در آسم مرطوب كه در اواخر حمله مرض ، اخلاط زيادى از سينه خارج مىشود ، گوم آمونياك خروج اين اخلاط را سهل كرده و دوره مرض را كوتاه مىكند و حتى از عود حملات نيز جلوگيرى مىكند .
با جستوجو در كتابها مىبينيم ويرشو « 1 » قبل از تروسو به اين خواص آگاه بوده ، مخصوصا قيد كرده است كه گوم آمونياك ، حركات مژگانهاى لرزان « 2 » موجود در سلولهاى برنش را تحريك و تشديد مىكند . براى اثبات اين امر ، هانرى لكلر آزمايش بسيار جالبى كرد و آن اينكه قسمتى از بافت گلوى قورباغه را كه داراى مژگانهاى لرزان است جدا كرده و آن را روى يك سطح گسترد .
اين مژگانها كه در حكم يك عده بىنهايت زياد پاهاى ميكروسكوپى است بهطور يكنواخت حركت كرده ، در نتيجه ، بافت مزبور را به حركت در مىآورند .
در اين حال ، اگر قدرى محلول گوم آمونياك را روى اين بافت بريزيم حركت آن فوق العاده سريع خواهد شد . به اين ترتيب ، ثابت مىشود كه گوم آمونياك حركت اخلاط سينه را از پايين به بالا آسان و خروج آن را سهل مىكند
هامش
( 1 ) .Virchow( 2 ) .Cils vibratiles