مىشد و تمام توجه اطبا به طرف آن داروى شيميايى جديد الاكتشاف معطوف مىشد تا اينكه كمكم ضررهاى آن دارو معلوم مىشد و مجددا اين صمغ سقزى را براى معالجه امراض مزبور به كار مىبردند . به اين ترتيب ، گوم آمونياك عجيبترين سرنوشت را در جريان دانش پزشكى و داروسازى پيدا كرده و چندين مرتبه در رديف داروها قرار گرفته و مجددا از رديف خارج شده است و چنانكه از نوشتههاى دايرة المعارف طبى فرانسه و كتاب مفردات پزشكى ، تأليف پلانشون ، چاپ 1949 برمىآيد ، اطباى قرن هفدهم و هيجدهم اروپا در مدح و ستايش اين صمغ ، داد سخن داده و آن را در بسيارى از تركيبات دارويى داخل كردند ولى در نيمه اول قرن نوزدهم از ارزش و اعتبار افتاد و اطبا آن را به كار نمىبردند اما در نيمه دوم قرن نوزدهم ، مجددا مورد توجه محافل پزشكى و دارويى قرار گرفت و باز در نيمه اول قرن بيستم بهواسطهء ظهور آدرنالين و افدرين براى بار ديگر از اهميت و اعتبار افتاد . بالاخره ، امروز و هماكنون باز در كشورهاى فرانسه ، انگلستان و آلمان رواج پيدا كرده است ، بنابراين ما لازم مىدانيم در اينباره تحقيقات دقيق كنيم تا معلوم شود ماهيت اين صمغ چيست و چه تأثيرى در معالجه آسم و برنشيت مزمن دارد و ابتدا كدام قوم و ملت به خواص آن پى بردند و بهترين نوع اين صمغ در كداميك از كشورهاى دنيا به وجود مىآمد و آيا شايسته است كه ما نيز مثل اطباى كنونى فرانسه ، انگلستان و آلمان به ترويج آن بكوشيم و براى بيماران به كار بريم يا خير ؟
براى روشن شدن مطالب بالا ، ابتدا بايد ببينيم اروپاييان راجع به تاريخچه اين صمغ چه مىگويند در كتاب مفردات پزشكى ، تأليف پلانشون كه يكى از كتب كلاسيك امروزه است و در دانشكدههاى پزشكى فرانسه تدريس مىشود ، در جلد دوم ، صفحه 1556 مىنويسد :
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص١٣٥