تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
تاريخچه : آيا قدما گوم آمونياك را مىشناخته‌اند ؟ چنين امرى مشكوك به نظر مىرسد . معلوم نيست دارويى كه ديسقوريدوس به نام آمونياكوم ناميده است داروى فعلى باشد و نيز مطمئن نيستيم كه قبل از قرن دهم ميلادى ، اين ماده دارويى ، شناخته شده باشد و گياهى كه اين صمغ از آن به دست مىآيد از اوايل قرن نوزدهم شناخته شد و چنين به نظر مىرسد كه اولين شرح دربارهء گياه مزبور توسط دون در 1829 داده شده است . آنچه از اين نوشته استنباط مىكنيم اين است كه اولا به عقيده اروپاييان معلوم نيست كه دانشمندان قديم يونان اين صمغ را مىشناخته‌اند و چون از ايران قديم نيز نامى نبرده‌اند بنابراين ، ايرانيان نيز داروى مزبور را نمىشناخته‌اند . ثانيا خواص اين صمغ در قرن دهم بر اروپاييان معلوم شده ولى گياهى كه صمغ مزبور از آن به‌دست مىآيد ، در قرن نوزدهم شناخته شده است ! در اينجا تعجبى به ما دست مىدهد و سؤال مىكنيم ، چطور مىشود 9 قرن قبل از اين كه گياه را بشناسند به خواص صمغ آن پىبرده‌اند ؟ زيرا صمغ را از گياه مىگيرند و شناسايى اين‌ها بايد مقارن يكديگر باشد ، مگر اينكه اين صمغ را از ده قرن قبل از جاهاى ديگر به اروپا مىبرده‌اند و اروپاييان خواص آن را از ديگران آموخته‌اند و در قرن نوزدهم خودشان درصدد برآمده و گياه آن را پيدا كرده و به توصيف آن پرداخته‌اند . براى حل اين مسئله بايد ببينيم اروپاييان چه خواصى براى اين صمغ قايل‌اند و خواص مزبور از چه موقع و به چه ترتيب بر آن‌ها معلوم شده است . تروسو « 1 » يكى از سرشناس‌ترين اطباى اواسط قرن نوزدهم فرانسه و كسى است كه ديولافوا « 2 » معروف‌ترين پزشك فرانسه در اوايل قرن بيستم دربارهء او مىگويد :
هامش
( 1 ) .Trousseau( 2 ) .Dieulafoy