تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و سفيد روى بدن كه بسبب برودت مزاج و غلبه بلغم بر خون يا آميزش صفراى سياه با خون عارض گردد . معادل لك و پيس است و فرق برص و بهق ( در طب سنتى ايران ) در آن است كه برص اغلب از پوست تجاوز كرده به گوشت مىرسد . درحالىكه بهق خاص پوست است و عمق ندارد .

پ

پركوسيون : ترجمه فرانسوى به فارسى از كلمه
Percussion
به معنى دق كردن . پيش‌رس : نوبر پيشانيان : پيشينيان

ت

تازى : عربى ، عرب تبجيل : بزرگ داشتن ، تعظيم ، عزت كردن تبخّر : بخور كردن تبرّز : قضاى حاجت ، دفع مدفوع تثاؤب : خميازه تخضخض : جنبيدن ، تكان دادن آب و مايعات تخمه : ناگواريدن غذا در معده تدارك : به مفهوم چاره كردن تدثّر : جامه و لباس را به خود پيچيدن ، كنايه از محفوظ كردن اطراف بدن براى رسيدن و تأثير بخار دارو ترپلاو : طعامى است كه از برنج تهيه كنند و اگر بىگوشت و چيزهاى ديگر باشد بر آن چلو پلاو اطلاق كنند . تردّى : به مفهوم ترديد و آزمون و خطاى توأم با احتياط ترمّد : حالت خاكستر داشتن ترهّل : سستى ، نرمى و رخاوت گوشت تريون : گياه خرزهره يا سمّ الحمار تزحّر : دل‌پيچه ، پيچاك شكم ، زحير تسويد : سياه كردن ، كنايه از نوشتن تشبّث : چسبيدن ، درآويختن ، تمسك شديد تشفيق : كم‌كردن تغلى : برّه فربه ، بره يك ساله ، بره ميشينه تفاخم : بزرگ شدن ، پيشرفت كردن تفاذ يافت : ناگزير شدم تفتّل : تافته گرديدن تفرقات : تجزيه و آناليز تفصّى : خلاصى ، راحتى ، رهايى تفصيل : جدا كردن تقريح : ايجاد زخم تك : ته ، قعر تكافؤ : برابرى كردن تلو : آنچه در ادامه مىآيد تليين : نرم كردن تمطّى : كش و قوس آمدن ، كش‌واكش
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 184 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه