ضميمه 2 معنى واژگان
براساس معانى مورد كاربرد در اين كتاب
آ
آباء علوى : افلاك و ستارگان
آباء عنصرى : آخشيجان ، چارآخشيج ، عناصر اربعه ، بسائط ، اسطقسات
آموى : رود جيحون
الف
ابراز : آشكار كردن ، كشف كردن
ابردان : صبحگاه و شامگاه
ابريق : آبريز ، آفتابه ، كوزه
اتيان : آوردن
اجلّه : گرانقدر ؛ جمع جليل
احتياط : تفتيش ، تجسّس
اخذ اثقال : جداسازى قسمتهاى سنگينتر
اخوان الصّفا : انجمنى كه مخفيانه در اواسط قرن 4 ه . ق در بصره و بغداد تشكيل شد كه اعضاء آن جمعى از دانشمندان بزرگ اسلام از ايرانيان بودند كه مىگفتند ديانت اسلام به خرافات آميخته شده است و در فلسفه نيز چون از زبانى به زبان ديگر آمده حقايق نامفهوم و پيچيده گشته و تحريفات در آن راهيافته است و بايد بين دين و فلسفه موافقت و تطبيق ايجاد كرد تا پايدار بمانند . اعضاى انجمن در انواع علوم و فنون كه در آن عصر متداول بود و همچنين در معارف مذهبى و تاريخ ملل و شرايع و اديان دست داشتند و گرد هم نشسته مسائل عقلى و دينى و اجتماعى را مطرح و با دقت و تبادل نظر در آنها خوض مىكردند و در پايان بحث و كنجكاوى دقيق هرچه بنظرشان پسنديده و درست مىآمد بر آن اتفاق مىنمودند و نتيجه افكارشان به صورت مقالات و رسالهها بيرون آمد كه امروز هم در دست است . رسائل اخوان الصفا مشتمل بر 51 مقاله است مربوط به فنون طبيعى و رياضى و الهى و مسائل عقلى و اجتماعى و . . . .
ادويه معرّقه : دارويى كه رطوبتهاى رقيق را از عروق و باقى اعضا تحريك و به سمت پوست آرد و به صورت عرق از مسامات دفع كند ، از بحر الجواهر . آنچه به سبب تلطيف ، رطوبات محتبسه تحت جلد را از مسامات او به ظاهر اخراج كند ، تحفه حكيم مومن .
اذابه : گداختن ، آب شدن
اربطه : جمع رباط
ارتكاز : پايدار شدن ، نفوذ كردن
ارخاء : سست كردن ، نرم كردن
ازيد : زيادتر ، بيشتر
اسّ : بنياد ، اساس ، محل اوليه