تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
امّهات سفلى : عناصر اربعه ( آب ، آتش ، خاك و باد ) انبوبه : ماشوره ، نى ، لوله انبيق : دستگاهى است كه جهت تقطير مايعات به كار مىرود و آن مجموع دو ظرف است : يكى قرع كه ديگى است شبيه كدو براى جوشاندن موادى كه مىخواهند تقطير كنند و ديگرى انبيق كه جهت تقطير بخارات حاصل از قرع است . انتشاف : به خود كشيدن ، جذب كردن انتهاز : فرصت يافتن ، موقعيت به دست آوردن انثيين : بيضه‌ها اندمال : خوب شدن زخم ، سربهم آوردن جراحت انذارات : بررسى و پيش‌بينى وضعيت مريض از روى دلايل انصباب : ريزش ، ريخته شدن انعام : چهارپايان ، كنايه از انسانهاى ساده‌لوح انغلاق : بسته شدن انف : بينى انهاض برانگيختن اوراق : برگ گل آورده : جمع وريد اورطا : رگ آئورت ايجاز : كوتاه كردن سخن ايراد : حاضر كردن ، برآورده كردن

ب

باديه : ظرف بزرگ بارك : شبيه حالت سجده يا
Knee - ) ( Chest
باطولوژى : عربى شده پاتولوژى بالمرّه : يكبارگى ، به تمامى بانقراس : لوز المعده ؛ پانكراس بحت : ساده و خالص ، صرف ، محض برء السّاعه : دارويى كه فورا اثر كند و بيمار را بهتر نمايد . علاج فورى ، سريع الاثر . برء : بهبود ، شفا ، بهتر شدن از بيمارى براز : مدفوع بربخين : مجارى ادرار ؛ حالب‌ها برد العجوز : سرماى پيرزن ؛ برد عجوز و آن هفت روز است اول آن مطابق است تقريبا با 25 يا 26 اسفندماه جلالى و پايان آن دوم فروردين‌ماه است ( علامه دهخدا ) . بطّى : شكافتن جراحت ، نشتر زدن به قرحه بغتتا : به‌طور ناگهانى بقول : تره و سبزى و هر سبز مأكول بلارين : بىشك و شبهه بليد : كاهل ؛ ضد ذكىّ بوّاب : باب المعده ، دريچه خروجى معده ، پيلور بورقيّه : منسوب به بوره يا بورك كه نوعى ملح است . بهق : مأخوذ از بهك فارسى ، پيسى ظاهر پوست يا خال‌ها و نقطه‌ها و برآمدگىهاى سياه