حمام بيرون آمده و دستور طبيب را معمول مىداشت . صحّت سلطان انتشار يافته ، خدم و حشم و رعيّت شادىها نمودند صدقهها داده و قربانىها نموده و جشنها برپاى كردند و طبيب را چندانكه اطراف تجسس نمودند نيافتند . روز هفتم غلام محمد زكريّا درحالىكه اسب را سوار بود و استر را جنيبت ، در رسيد و نامه عرض كرده ، امير برخوانده و تعجب نموده ، او را معذور فرمود . اسب و جبّه و لباس و دستار تشريف ساخته غلام و كنيز او را بفرستاد و بفرمود تا به رى از املاك مأمون هر سال دو هزار دينار و دويست خروار غلّه بنام وى درآورند .
هذا آخر ما اردنا ايراده
قد اختتم فى سنة تسع و اربعين بعد ثلث مائة و الف « 1 »
1349
هامش
( 1 ) . اين بود آخرين مطلبى كه خواستيم بيان كنيم ، تاريخ اختتام كتاب : 1349 .