* طلائى كه منع تولد قمل « 1 » ( شپش ) نمايد
* مويزج
* زراوند طويل : بالتّساوى
* با روغن زيتون طلا نمايند .
* سيماب مقتول در استيصال قمل بىعديل است .
* طلائى كه چون بر سر اقرع ( كچلى ) مالند موى برآرد
فلفل و زهره خوك بالتّساوى كوبيده ، بيخته با عسل سرشته طلا نمايند .
* طلائى كه منع روئيدن موى كند
آهك را در سركه طبخ نموده بعد از نتف شعر ( كندن موى ) طلا نمايند .
دستور نوره
* طلائى كه موى را ببرد و نوره نيز نامند
* آهك آب نديده : 4
* زرنيخ : 1
هر دو را باهم نرم سائيده در ظرفى محفوظ نموده از رطوبت و نور . هنگام حاجت مقدار لزوم اخذ كرده در آب خمير نموده بر موضعى كه اراده ستردن مويش دارند مالند و هنگام احساس به قلع « 2 » موى شويند .
* نسخه ديگر
* آهك : 12 گرم
* نشاسته
* زرنيخ : هريك 5 [ گرم ]
به دستور سابق معمول دارند .
* نسخه ديگر
* زرنيخ : 1
* آهك : 8
هنگام حاجت مقدار كافى برداشته با تيزاب صابونپزى خمير نموده يك دانه سفيده تخممرغ درش داخل نموده موقع ستردن مو استعمال نمايند .
هامش
( 1 ) . قمل و قملة ، شپش است و قمّل به معنى مورچه ، ملخ بىپر و . . . آمده است .
( 2 ) . از بيخ كنده شدن