شيره و ماء قراح « 1 » بود و هنگام تجويز احتقان به ماء البحر مصنوعى ( كه محلول يك درصد نمك طعام بود در آب جوش آمده ) يا آب صابون و آب برگ چقندر « 2 » و لعاب اسفرزه مثلا ، اينها را به عينه بدون خلط « 3 » معمول دارند .
موقع حقنه
موقع حقنه را ابردان « 4 » گفتهاند كه صبح و عصر بود . چه هنگام ظهر وقت استراحت و تغذيه است و شب نيز زمان خواب است مگر آنكه ضرورت باعث گردد . مثل تزحّر « 5 » و مغص كه پيچ و زور و درد و الم ، مانع آرام و قرار گردد يا التهاب و هيجان يا وجع مبرم قولنجى كه فورى بايد تسكين داد ، ملاحظه وقت در اينها نيست .
جلوگيرى از مخاطرات احتقان
چون جرم امعاء رقيق و غشاء مخاطى آنها لطيف است بايد نهايت دقت از استعمال جاليات قويّه و كاويه « 6 » شديد اللذع كه غشاء مخاطى را ضرر رساند و اسباب سحج گردد و نزف الدّم [ به عمل آيد ] و يمكن كه اسباب خرق و فساد بل پوسيدگى جرم روده گشته منجر به هلاكت گردد جهت عدم امكان علاج مخصوصا در خرق كه اعمال يدى را بىنتيجه ديدهاند - اگر در صد نفر پنج نفر معالجه شود - كه شكم را شكافته ، روده فاسد را مقراض « 7 » نموده طرفين مقرّض را بخيه نموده بعد صفاق سپس مراق كه پوست ظاهر شكم باشد ؛ عملى است خطير پس طبيب مآلانديش غفلت از اين محظورات نمىنمايد .
حقنه جهت امراض
* حقنه جهت امراض حارّه حادّه
* تاجريزى : 2
* گل بنفشه : 2
* خبّازى : 2
* ريشه خطمى : ( د ر 1 ) 2
* خارخسك : ( م ك ) 2
هامش
( 1 ) . آب صاف پاكيزه
( 2 ) . همان چغندر است .
( 3 ) . مخلوط كردن
( 4 ) . صبحگاه و شامگاه
( 5 ) . دلپيچه ، پيچاك شكم ، زحير
( 6 ) . سوزاننده
( 7 ) . قيچى كردن ، بريدن