* 8 . مليّن جهت تفتيح طحال و يرقان سدّى
* هليون ( مارچوبه ) : ( م 1 ك 2 ) 2
* رعى الابل : ( م 1 ك 2 ) 2
* اسطوخودوس : ( م 1 ك 2 ) 2
در آب : 6 ن ، جوشانيده با نبات نوشد .
دستور دويم در مطبوخات جهت احتقان
يكى از لوازم انجام معالجه كه لا بدّ منه است طبيب از او ، احتقان مىباشد . تداوى سهل بىغائله و با ميمنتى است غالب امراض را خصوص در :
* مغشى و مغمىّ « 1 » عليه
* و در امراض رأس خصوص سكته
* و نيز حنجره و حلق و قصبه الريه بل نفس ريه كه غرض معالج جذب مواد از اعلى به اسفل باشد
* و نيز امراض حادّه مهيّجه مانند محرقه و مطبقه كه نمىتوان مسهل خوراكى داد ، منحصر است استفراغ مواد در اينها به حقن « 2 » حسب اقتضاى مرض
* و همچنين در قروح امعاء و قولنج
* بلكه در امراض كليه و مثانه و رحم
هامش
( 1 ) . هر دو به معنى بيهوش و در حالت اغما بودن است .
( 2 ) . توضيح مؤلف : حقن به معنى حبس و جمع است و در اصطلاح اطبا ارسال مايع است به معاء از دبر به قصد اصلاح حال البدن و مقيّد به مايع دوائى ننمودم جهت آنكه گاه دستور آب خالص دهند . حقنه اسم مصدر احتقان است و جمع حقن مثل غرقه و غرف [ است ] . محقنه به كسر اسم آلت اوست .