* و عرق النّساء و وجع ورك « 1 » و خاصره .
اما كيفيت احتقان
اگر غرض وصول مايع به قولون نازل بل سطحى از قولون به عرض بدن در تحت معده بود محقون بايد بارك « 2 » باشد به اينكه زانو بر زمين نهد بلكه سر را [ هم بر زمين گذارد ] و سرين را نيز بلند نگاه داشته تا به اواسط قولون رسد . لكن در وجع ورك و خاصره و كليه و مثانه و غيره به جنب و پشت [ بخوابد ] لكن سمت وجع و علت را بر مفرش « 3 » نهد .
شكل محقنه :
و چنانچه مايع از اين محقنهها داخل [ روده ] مستقيم نگردد كيسه از تيماج « 4 » سازند به شكل كدوهاى قليانى . اقلّا طولش يك وجب باشد كه سرش باز باشد و منته اليه گردن را متصل به انبوبه « 5 » كند از استخوانهاى نرم و ملساء « 6 » يا نقره ، چرب نموده در مجرى داخل نمايد بعد از آنكه خود مجرا را با آب دهان سالم بدون مرض يا صابون يا آب دوا اگر خشن و محرك نباشد آلوده نموده باشند .
خصوص اگر محقون طفل باشد بلكه محقنه مخصوص اطفال كوچكتر بايد و انبوبش باريكتر .
[ مقدار مايع ]
اما مقدار مايع : 5 - « 7 » ، تقريبا نيمگرم مگر در نزف الدّم شرج و مستقيم كه مقتضى احتقان به آب يخ گردد و در برودت اسافل كه موجب شود احتقان به مايع سخين فعلى [ كه اگر ] اندك داغ باشد باكى نيست ولى نه مقدارى كه سوزاند .
قوام مطبوخ بايد وسط بين غليظ مثل
هامش
( 1 ) . سرين ، كفل
( 2 ) . شبيه حالت سجده يا( Knee - Chest )( 3 ) . فرش ، بستر
( 4 ) . چرم ، پوست گوسفند دباغى شده
( 5 ) . ماشوره ، نى ، لوله
( 6 ) . مونث املس به معنى نرم است .
( 7 ) . مؤلف در اينجا از علامتى به شكل يك خط ممتدّ كوتاه ( - ) استفاده نموده كه قبلا يا بعدا توضيحى براى آن نداده است . اما با توجه به نوع مثالهايى كه از نسخههاى درمانى مىآورد و با مراجعه به خلاصه الحكمه ، اغراض الطبيه و قانون مشخص مىگردد كه به احتمال قريب به يقين منظور ايشان همان سير ( 75 گرم ) يا در اينجا معادل كلى 375 گرم مىباشد . بنابراين از اين قسمت هرجا علامت - همراه عدد آمده ، منظور حجم يا وزن معادل سير است .