تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

فصل سيّم در نسخه‌جات

و اين در هفت دستور انجام پذيرد كه عبارت بود از : * منضجات * و احتقانات * و مسهلات * و مدرّات * و نقوعات * و معرّقات از بخورات و تدخينات * و هفتم در نطول و نشوق و لخالخ و غيره كه بمنزله خاتمه كتاب بود .

دستور نخست در منضجات

و چون منضج مستلزم تليين است و در واقع ، مليّن ماده را مستعدّ دفع سازد پس هريك را در مورد ديگرى آرند . چه ملين اراده شود از آنچه لينت طبع آرد كه تعددش بالغ به درجه مسهل نگردد . چنانچه اثر ننمود او را منضجى محسوب دارند [ و ] روز بعد قويتر دهند و مليّن را در موردى دهند كه مسهل جايز نباشد مثل حمل و ضعف بنيه و هزال و غيره .

منضج محرقه

و گفته آمد كه منضج هاضم است و فرق اعتبارى دارند و چنانچه در هضم حرارت لا بدّ منه است قدما را عقيده آنست مطبوخاتى كه در تبهاى مزمنه دهند جهت نضج ماده و لو در محرقه و مطبقه كه فعلا عامّه او را حصبه نامند و حكماى اروپ تيفوئيد ، در اوّل وهله دواى بارد صرف ندهند كه ماده فجّ و خام ماند و اسباب بطوء مرض گردد . اگر از ابتدا رجوع به طبيب نمايند و طبيب معالج البته هنگامات را ملاحظه نموده ، مناسب هر مرتبه آنچه شايسته داند در موقعش دهد و الّا هنگام اشتداد التهاب بايد مبرّدات صرفه داده شود .

منضجات حمّيات و غيره

* 1 . منضج محرقه و مطبقه در اوائل

* تاجريزى : ( د ر 1 ) 4 * گل بنفشه : ( د 1 ر 2 ) 2 * شاتره : ( د 1 ك 2 ) 2 * عناب : ( ر ) 10 دانه * ترنجبين : ( م ر 1 ) 5