مرده گاهى سياه و خشك و بعضى اوقات خاكسترى و نرمند وجع در ابتداء تقريبا معدوم ولى پس از چند روز كه بدن شروع بانفصال از اجزاء مرده نمود شروع شود
در اين درجه مداخله طبيب ناكزير مىباشد و فقط كارى كه قبل از ان بايد نمود ترطيب با ماء بارد است براى تسكين وجع و اكر ورود طبيب به طول انجاميد ضماد سردى از بزرك ساخته به اعضاى مؤفه بيندازند
باب دويّم در سموم حيوانيّه مسريه و غير مسريه
جراحات گزندكان برحسب آنكه با دندان يا با نيش به بدن وارد ايد به عضّ و لسع موسوم بود و برحسب آنكه سمّ انها مسرى باشد يا نباشد به دو دسته منقسم كردد غير مسرى كه حيوان لاذع براى توليد سمّ داراى جهاز مخصوصى مىباشد و بدان واسطه مادّه سمّيّه ( زهر ) نضج يافته باعانت دندان يا نيش به بدن تلقيح شود و اين قسم حيوانات را زهردار نامند مانند افعى و مار و عقرب و زنبور و غيره سموم مزبوره از هر حيوانى كه باشد مانند سموم نباتيّه و معدنيّه اثر نمايد يعنى هر قدر زهر بيشتر مجذوب شود اثار سميّه بيشتر بروز نمايد ولى قسم دويم كه مسرى مىباشد در بدن به كلى بر خلاف اثر نمايد و حيوانى كه داراى اين سمّ است مزاجش بالطّبع سمّى نيست بلكه مبتلا بمرضى است مسرى ( مانند سك هار ) و يا آنكه نطفهء مرضى را بدون آنكه خود حيوان مبتلا شود نقل