كرده و اكر ضرورت پيدا كند با مقراض لباس را بريده بيرون كنند تا آنكه به پوست طاولها نخورده و بدانها التصاقى پيدا نكند
اوّل تدبيرى كه در اين درجه بايد نمود سوراخ كردن طاولها با سوزن و بيرون اوردن تمام مايع جوف انها است و اكر اتّفاقا يكى از انها پاره شد كمال مراعات را بجاى اورند كه قطعات پوست به روى زخم بيفتد و زخم بدان واسطه مستور شده با هوا مجاورت پيدا نكند چه مجاورتش مورث بطؤ تندّب و شدّت وجع مىكردد پس از اتمام اين كار تمام قطعهء سوخته شده را با ورقه پنبهء محلوجى كه يك وجب ضخامت داشته باشد مستور كرده با نوارى محكم بهبندند و هر صبح نوار را باز كرده بدون آنكه پنبهء اوّلى را بردارند قدرى پنبهء محلوج بيفزايند تا مايعى كه از پنبهء اوّل تجاوز نموده است مجذوب ورقهء دويّم كردد و تا ده پانزده روز اين ترتيب را معمول دارند بدون آنكه جراحت را مكشوف نمايند همينكه اين زمان باخر رسيد تمام پنبها را برداشته در زير انها جلد را بكمال سلامتى يابند
درجهء سيّم موت بعض يا تمام عضو و حصول خشك ريشه است
در اين صورت اثر مادّهء محرّقه و مكوّيهء بدرجهء قوىّ يا طويل بوده كه اسباب اماتهء جلد و انساج تحت ان و عضلات و اوعيه و غيره شده و اين اجزاء