عضو مؤف مىباشد و اين عمل اكرچه در كوبيدكى و پيچيدكيهاى مفصلى مصاب و معمول اطبّاء است ليكن براى شكستكى عظام چون نهايت ردائت و كمال منقصت را دارد و تشخيص انها هم از يكديكر متعسّر و تميز آنكه وجع و ورم و بيحركتى دست يا پا متعلّق بكوبيدكى يا كسر عظم است منحصر بطبيب مىباشد و معذلك كمال اشكال را دارد و بلكه در بعضى حالات غامضترين مسائل جراحّى مىباشد نبايد بچنين اشخاص واگذار شود و اكرچه در پيچيدگى و كوبيدگى مالش دادن بسيار بجا و بافائده است ليكن به روى عضو شكسته و انساج منخرقه و خورده استخوانهاى وسط كوشت اسباب شدّت وجع تنها نشده بلكه اميد استحكام را نيز از ميان برداشته موجب ورم شديدى مىشود مريضى هم ديده شده كه بوساطت مشت و مال پاى شكستهاش بكزّاز مبتلا و بالاخرة مركش در رسيده پس ملاحظه كنيد كه مريضى كه بوساطت تختهبندى و اسايش چند هفته به زودى بايد علاج شود بوساطت سهلانكارى شكستهبندها چكونه به هلاكت و بىپائى مبتلا كردد
فصل سيّم سوختكى
سوختكى بر چند قسم است بعضى خفيف و برخى خطير و مهلكست و كلّية انها را برحسب آنكه منحصر بحمرت جلد يا طاول و يا موت جلد و انساج تحتانى باشد بسه درجه منقسم نمودهاند