متوقّف گردد و يا در صورت لزوم بوساطت فشار يا صبّ ماء بارد آن را سدّ كنند ليكن همينكه جريان شديد باشد و بدين خوردهكاريها توقّف ننمايد بايد وسايل عمدهتر به كار برد عمدهترين انها اوّلا فشردن سطح زخم مىباشد بدين طريق كه گلولهء بزركى از شارپى يا از قويا از پنبهء محلوج يا غيران يا كهنهء سوخته و غيره حاضر كرده و به روى زخم محكم فشرده با دستمالى بهبندند ثانيا علاوه بر اعمال سابقه بعضى ادويّهء قابضه و عاقد دم را به روى زخم بپاشند مانند زاج سفيد و خاك قند و عرق خالص يا مخلوط با اب و غيره و بهتر آنست كه پارچهء را در الكل خيسانيده با بندى به روى زخم محكم بهبندند چه مكرّر اتفاق افتاده كه نزف الدّمهاى بسيار سخت بدينترتيب منسدّ كرديده است ولى بعضى حالات اتّفاق مىافتد كه باوجود اين ترتيبات خون با كمال وفور جارى مىباشد آن وقت اكر نتوانند آن را متوقّف نمايند لااقل بايستى به قدر امكان بطئ نمايند كه تا ورود طبيب مريض از دست نرود همينكه طبيب وارد شد هر عملى كه لازم شود از قبيل ربط و كىّ و امثال اينها بجاى اورد در اكثر حالات به شرط آنكه جراحت در دست و پا نه در تنور بدن و سر باشد بوساطت طريقهء اتيه تخفيف يا سدّ نزف الدّم را توانند نمود و ان عبارتست از ربط محكم عضو به نحوى كه جريان خونرا منسد نمايند ولى برحسب آنكه شريان يا وريد قطع شده باشد موضع ربط تغيير نمايد مثلا اكر شريانى بريده شده فوق زخم يعنى فاصلهء ما بين زخم و قلب را و اكر
حفظ صحت ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: ميرزا علي خان ناصر الحكماء
ص١٩٥