داشت توسّل جست
فصل دويّم در حمل و نقل مجروحين
هركاه جراحت خطيرى بشخصى رسيد و ان بيچاره را از پا دراورده به زمين انداخت نبايد او را از زمين بلند كرد يا بدون احتياط دست بتركيب آن زد چهبسا اتفاق افتد كه حركت عنيف براى مريضى كه زخم متوسّطى داشته موجب ردائت جراحت يا عدم علاج ان شود فرض كنيد يكى از دو استخوان ساق پاى شخصى مثلا قصبه بشكند فورا جمعى دورش جمع شده بجاى آنكه بمنزلش حمل و نقل نمايند آن را بلند كرده و نكاهش داشته اعانت به راه رفتن او نمايند و كويند تا گرم است زود راه برو كه كوفتش را مىبرد استخوان ديكر پا كه شظيّه باشد چون بسيار نازك و لطيفست در ضمن حركت تحمّل وزن بدن را ننموده انهم بشكند و كسر يك عظم بكسر دو عظم متبدّل كردد و يا اين اصرار در مشى يكى از قطعات استخوان شكسته را منحرف نموده و عضلات و جلد را سوراخ كرده سر استخوان از بيرون نمايان شود و ملاحظه كنيد كه اين واقعه شايعه بچه اندازه خطير است چنان كه كاهى بايد ان عضو را بكلّى قطع نمود بعلاوه اكر جراحت خطير باشد اندك حركت سبب وجع پرشدّتى شود و بدين واسطه انسانيت و عقل حكم بر ان مىكند كه بيچارهء جراحت رسيده را جز با كمال مواظبت و نهايت ملايمت حمل و نقل ننموده و به هيچ وجه هم از جاى خودش برنخيزانند