عضله دفعة واحدة اسباب تقويت عمل تنفس و قلب شود و بيكارى ماهيچه بر خلاف مورث بطؤ و تانّى در عمل عمده مذكوره كردد
ثانيا تاثير عمل عضله در تعديل حرارت . -
اين مسئله در كمال وضوح از مطالب ماضيه استنباط مىشود چه احتراقات بمحض آنكه سريعتر كشت اكرچه حرارت شديدتر شود و خون كه بسرعت از اين كانون سوزان عبور مىنمايد حرارت بسيار مرتفعى در همه جا منتشر و منقسم نمايد ولى چون موجب كثرت تبخير ريه و تعريق جلد مىكردد تعديل و اطفاء اين حرارت فوق العاده را مىنمايد چه رطوبتى كه در سطح جلد تراوش نموده بوساطت تبخير سريعى كه مستلزم جذب حرارت از بدن مىباشد اعانت بر ابقاء حرارت به ميزان طبيعى مىنمايد پس ورزش با نهايت قوّت در عمل جلد با واسطه اثر نموده و آن را درصورتىكه خودش قوى باشد بنهايت شدت رساند و در عكس آن حالت جلد را به عمل قليل خود باقى كذارد خلاصه مشهود شد كه حالت حركت يا سكون عضلات از ما بقى تعادل حيات انفكاك نيابد و بلكه بر خلاف با اعمال اصليهء كه معين بر حفظ اين تعادل مىباشند يعنى با تنفس و دوران و احتراق و تبخير كمال ارتباط را دارد
سابقا چون از حركات بلا ارادهء مبهم غير محسوس كه مؤسّس اساس حيات بودند اشارتى شد كفتيم كه اراده و بنابراين حفظ صحّت را در انها اثرى نباشد ولى فى الحقيقه اينطور نيست بلكه بر خلاف حفظ صحّت و اراده را مىتوان در اين