تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
بحران باشد آن را

ايّام الباحوريه

گويند و بعضى روزها خبر دهنده باشند كه بحران كى خواهد بود آن را

ايّام الانذار

گويند و بعضى روزها كه نه از باحورى باشد و نه از اندار امّا بحسب انحراف بحران در ان واقع شود آن را

ايام واقع فى الوسط

گويند امّا روزها كه در ان بحران تام افتد و نيك باشد يازده روزست چهارم هفتم چهاردهم بستم و بست و يكم و بست و چهارم و بست و هفتم سى و يكم و سى و چهارم و سى و هفتم و چهلم‌ست و آنكه در وى گاهى بحران باشد و گاهى نباشد و مسمىست بايّام واقع فى الوسط شش روزاند سوم و پنجم و نهم و يازدهم و سيزدهم و هفتدهم و آنچه در وى بحران ناقص باشد و با رنج و با خطر بود هشت روزست ششم و هشتم و دهم و دوازدهم و پانزدهم و شانزدهم و هيزدهم و نوزدهم و آنچه در وى بحران نباشد سيزده روزست بست و دوم و بست و سوم و بست و پنجم و بست و ششم و بست و هشتم و بست و نهم و سىام و سى و دوم و سى و سوم و سى و پنجم و سى و ششم و سى و هشتم و سى و نهم و از جمله روزها كه در وى بحران افتد يا نيفتد سى و هشت روز باشد على الاصح و بعضى روز اول و دوم را نيز از روزهاى بحران شمرده‌اند زيرا كه حمى يوم روز اول و يا دوم بگذرد و گذشتن تغير حال‌ست و همين بحران‌ست

بدانكه روز چهلم آخر بحران

امراض حاده است و اول بحران امراض مزمنه حد بحران امراض مزمنه صيفيه آنست كه در زمستان زائل شود و بحرانهاى امراض مزمنه شتائيه در تابستان آخر گردد و بحران سرسام گرم و مانند آن بيشتر اندر يازده روز بگذرد بيان اقسام بحرانها بايد دانست كه بحران تپ‌هاى محرقه و غب يا به عرق باشد يا بقى يا باسهال و بحران محرقه خالص برعاف بود و بحران سرسام بيشتر به عرق باشد يا برعاف و بحران تپ بلغمى و تپ ربع به عرق باشد يا باسهال و بحران آماس جگر كه بجانب مقعر بود يا بقى يا باسهال و بحران ورم جانب محدب جگر به عرق بود يا بادرار و بحران امراض سر بمخاط باشد يا بدمعه يا بصديد كه از گوش برآيد و بحران امراض اعضاى تنفس بنفث باشد و بحران مادهء رقيق به عرق باشد و بحران مادهء معتدل برعاف بود يا بادرار يا باسهال يا بقى و افتاح خون بواسير در اكثر امراض نيك باشد علىالخصوص كسى را كه به خون بواسير اعتياد داشته باشد و بهترين و تمامترين بحرانها رعاف‌ست پس اسهال پس قى پس