ادرار بول پس عرق و علامت ميلان ماده بسوى اعلا اينست يكى صداع دوم
دوار و ثقل صدغين سوم طنين و دوى چهارم كر شدن گوشها پنجم گرانى گوش و تنگى نفس ششم كشيده شدن سر پهلوها هفتم گرم شدن سر و اگر با اين همه علامات چشم خيره شود و لب زيرين اختلاج كند و آب از دهان آيد و غثيان افتد يا فم معده درد كند و دل بطپد علامتست كه بحران بقى شود و اگر چشمها سرخ و اشك بيرون آيد و بينى بخارد و رگهاى صدغين بطپد علامت بحران رعافست و نشان ميلان ماده بسوى اسفل آنست كه بيمار باسفل تن المى و حرارتى دريابد و پيغولههاى ران و سرينها ممتلى نمايد پس اگر نتر فصيب بسوزد و مثانه گران باشد بحران بادرار بول شود و اگر شكم قراقر كند و زير ناف درد و گرانى باشد بحران باسهال شود و اگر بيمار زن بود و در كمر و رحم و پشت درد پيدا شود دليلست كه بحران به حيض شود و اگر بول و براز كمتر آيد و پوست بدن خشك و تن گرم باشد دليلست كه بحران به عرق شود تمّت
تاريخ اتمام تاليف اين كتاب فيض نصاب از طبع رسا و فهم ذكاى منشى واجد عليخان حكيم سلمه الرحمن مصنف هذا النسخه بمنصه شهود خراميده
به حمد اللّه كه اين مجموعهء فيض * بفن خود شود يكتاى دوران
نمىدانى كه فرموده پيمبر * كه اول گفت نامش علم الابدان
همين ترتيب و تركيب صحيحست * همين بر رتبهاش كافىست برهان
شنيدم مصرعهء از هاتف غيب * مرتب گشت از افضال يزدان
زهى علم مبارك علم طبست * به حق علم طب العلم علمان
مقدم رتبهاش ظاهر از آنست * برين دارد يقين هر اهل ايقان
پى تاريخ اين مجموعهء فيض * كه در اعداد آن سالست پنهان
بر علم الدين مشرف علم الابدان * كند هركس كه بر مضمون اين كار
كه در توصيف آن جاريست فرمان * ازين رو عزت و قدرش بيفزود
كه فرموده است آخر علم الاديان * مقدم بر عبادت صحت نفس
شبى در فكر بودم سخت حيران * ازين مصرعه برآيد سال تاريخ
سنه 1286 ه