تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
گويند هفتم آنكه طبيعت اندك‌اندك قوت همىگيرد و مادهء مرض را هميبرد و بتدريج تمامى مادهء مرض را دفع سازد بىظهور تغير عظيم و اين نوع تغير را تحليل گويند هشتم آنكه ماده اندك‌اندك مستولى شود و پخته نگردد و طبيعت روز به روز بضعف كرايد بىظهور تغير عظيم تا كه مريض هلاك شود و اين را

ذبول و ذوبان

گويند و تحليل و ذبول مختص‌ست بامراض مزمنه و هرگاه طبيعت عند البحران ماده را يكبارگى دفع نتواند كرد و بسيار باشد كه از اعضاى رئيس دفع نمايد و بديگر اعضا افگند اين را

بحران انتقالى

گويند و آن بر دو نوع‌ست بعضى جيد بود و بعضى ردى آنچه جيدست يرقان و خارش و قوبا و بهق‌ست و آنچه ردىست اورام و خراجها و دبيله و طاعون و نمله و نار پارسى و آبله و آكله و خناق و برص و غدد و داء الفيل و لقوه و دوالى و تشنج و وجع الورك و وجع الظهر و وجع الركبه است و بحران كه انتقال بدين اعلال كند از آنش روى گويند كه اصل مرض اگرچه دور مىشود ليكن بيمار به مرض ديگر كه بعضى از ان حاده است و بعضى مزمن مبتلا مىگردد و بحران انتقالى همان جا افتد كه ماده غليظ باشد و قوت ضعيف زيرا كه اگر قوت قوى و خلط معتدل القوام و قابل الدفع باشد بحران تام مىافتد و علامات بحران خواه جيد باشد يا ردى شدت قلق و اضطراب‌ست بروزهاى بحران انتباه هر مرضى را كه آخر بسلامت بود چهار مرتبه مىباشد ابتدا و تزايد و انتها و انحطاط و بحران تام جز بوقت انتها نباشد و آنچه در ابتداى مرض افتد مهلك بود و آنچه در وقت تزايد افتد اگر جيدست ناقص باشد و اگر ردىست بيمار اندران بحران سخت بدحال باشد اما آنچه در انتها افتد تام باشد پس اگر جيدست مريض يكبارگى از خطر بيرون آيد و اگر ردىست يكبارگى هلاك شود امّا در وقت انحطاط نه بحران باشد و نه موت و وقت موت ابتداست و تزايد و انتها و هر بحرانى كه در روز معينهء بحران افتد نشان سلامت باشد و آنچه پيش از ان افتد دلالت كند بر رواءت و بسيارى ماده و اضطراب طبيعت بالجمله حركت بحران پيش از وقت انتها يا بسبب قوت بيمارى و عاجزى طبيعت باشد يا بسبب خارجى كه طبع را بىهنگام بجنباند چون عوارض نفسانى و اطعمه و اشربهء ناملائم و بيوقت و هرگاه در روزى كه بحران نيك متوقع باشد و علامات بد پديد آيد سخت بد باشد در ايّام مرض بعضى روزهاى
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 167 | واجد على خان