علت شود و برين نوع تقدم سبب شاهد بود
الصّرة السابعة فى امراض الصدر و الرية
ضيق النفس
به فارسى تنگى دم و كوتهدمى و بهندى دمه گويند و عسر النفس نيز وى را مىنامند
و بهر
بضم موحده و سكون ها و راى مهمله
و ربو
بفتح راى مهمله و سكون موحده و واو نزد مولانا سمرقندى هم مرادف ضيق النفسست و علامهء شيرازى نوشته كه مادهء ربو داخل عروق خشنه كه عبارت از اقسام تركيب قصبهء ششست مىباشد و مادهء بهر در شرائين آن لهذا در بهر ملمس سينه حار و چهرهء عليل در هيجان سعال متلون بحمرت بسيار بود بخلاف ربو كه چندان بحرارت ملمس صدر و احمرار وجه نباشد و شيخ الرئيس فرمايد كه ربو عبارت از عسر نفسست كه نفس عليل آن شبيه بنفس متعب باشد و خالى از سرعت و تواتر و صفر نبود اما بودن ضيق با وى لازم نيست و عند البعض آنچه نزد علامه ربوست نفس الانتصابست و ربو را مرادف بهر دانسته رقم طرازاند كه وجود هر دو از امتلاى شرائين ريه صورت بندد و قرشى عليه الرحمه فرموده كه دخول هوا هنگام استنشاق و خروج آن در حين رد نفس اگر بدان ماند كه در گذرگاه تنگ نافذ مىشود آن را ضيق النفس گويند و بالجمله عسر النفس تارة جبلى و لاعلاج و اخرى عرضى و علاجپذير بود و سبب جبلى آنست كه در اصل آفرينش سينه تنگ باشد و بدان سبب آلات تنفس كما ينبغى منبسط نشود و اسباب عرضى حصول بلغم در ريه و عروق خشنه و امتلاى شش و سينه از ابخرهء قلبيه و استيلاى سوء مزاج حار مفرط بر شش و استرخاى عضلات سينه و عاجز شدن از انبساط و ضعف حرارت غريزى و يبوست شش و انقباض آن در نفس خود بواسطهء تحليل رطوبات اصلى و استيلاى برودت بر ريه و نفوذ ريح غليظ در منافذ تنفس و مانع استنشاق هوا شدن و انصباب مادهء كثيره در فضاى سينه يا در اعضاى مجاورهء آن و حركت بحران امراض حاده و عارض شدن ورم در شش يا در ديگر اعضاى مجاور و مشارك آن و تقلص غشاى مستبطن سينه و پهلو بسبب استيلاى مزاج حار يابس و امتلاى معده و حدوث خناق همگى سيزده نوع بود و لبث و خرخرهء سينه و سرفه و خروج بلغم و تنگى نفس هنگام حركت علامت اول و عظم نبض و نفس و تواتر آن و تنگى مفرط و عدم تسكين از نوشيدن آب علامت دوم و آثار حرارت شش علامت سوم و نفس بكا و نفس انتصاب و لينت نبض علامت چهارم و تشنگى و وقت آواز و چيزى بنفث نه برآمدن و به تناول مرطبات منتفع گشتن علامت پنجم و امارات برودت و حدوث علت اكثر در سن شيخوخت و در ابتدا اندك بودن و در انتها مستحكم شدن علامت ششم و عدم ثقل سينه و سرفهء يابس و اشتداد علت از خوردن اشياى نفاخهء بادافزا علامت هفتم و قلت سرفه و احساس عليل به حركت ماده