تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
با اصل ريشه درآرند و مستاصل سازند تا همگى ريشهء ظفره برخاسته آيد و جزوى ازو باقى نماند پس بريده بردارند و هنگام قطع احتياط ورزند تا لحمهء موق بريده نشود كه آفت ديگر نرسد پس بر طبيب درستكار واجب‌ست كه ظفره را از لحمه شناسد و فرق آنست كه ظفره سفيد و عصبانى و صلب مىباشد و لحمهء موق سرخ و ملائم بود و باشد كه ظفره نيز سرخ بود اما سرخى وى بسرخى لحمه نمىماند

هفتم لقط

و آن قطع كردن سبل مستحكم‌ست و طريق وى چنان‌ست كه طبيب رگهاى مسبل را كشط كند يعنى از سطح چشم بلندتر بردارد پس بمقراض قطع كند و طريق كشط رگهاى مسبل بر دو وجه است يكى آنكه رشتهاى كثير المقدار استوار را بسوزن باريك زير اين رگها درآرد پس هر دو كنارهء رشتها گرفته به بالا كشد تا همگى رگها برخاسته آيد دوم آنكه بصنانير رگها را بردارد

هشتم قدح

و آن عمل در نزول الماءست و طريق وى چنان‌ست كه بعضى طبيب ماهر فن ملتحمه را بسر تيز مهت يا مبضع شگافته مهت را از پس قرنيه گذرانيده برابر ثقبهء عنبيه مىآرند و بعد از تسكين درد چشم آب نزول بسر مهت آهسته‌آهسته فرو مىنشانند تا كه آب فرونشيند و خمل عنبيه آن را دركشد و اين‌طور آب فرو مىنشيند كه چون عنبيه را از سر مهت فروكنند ثقبهء وى درون سر ؟ ؟ ؟ مىرود و از آنكه باطن عنبيه ذى خمول‌ست ؟ ؟ ؟ آب مذكور در خملى ؟ ؟ ؟ از خملهاى ؟ ؟ ؟ آن درآويزد و چون مهت بردارند عنبيه بر حالت اصلى مىآيد و ثقبه سالم مىماند و بعضى اطباى دستكار خصوصا انگلستانيان آب نزول را از چشم برون مىآرند و طريقش آنست كه فروسوى قرنيه مىشگافند و بمهت مخصوصهء اين دستكارى آب را برون مىكشند اما هر دو طريق صنعتىست بس دشوار كه به نگاشتن آموزش‌پذير نيست و تا كه طبيب ماهر و دستكارى كه فن نباشد اين دست بر دراست نيايد و سودمند نبود فافهم

نهم خياطت

و آن عمل در بعضى شقهاى بط و در جروح‌ست و طريق وى چنان‌ست كه موضع شق و جراحت كبير و غائر را كه كنارهاى آن از بستن فراهم نيايد و خون از سيلان بازنماند برشتهء ابريشم بدوزند و بهر بخيه گرهى زنند پس بعلاج ديگر پردازند

ثالث عمل فى العظم

و

اول مجبرى كسر عظم و در ان چند قاعده است

نخستين در جبر كسر

بايد دانست كه كسر استخوان در عرض مىباشد و در طول و عمل مجبرى وى آنست كه عضو مكسور را به نهج ملايم بكشند و راست كنند تا كه اگر استخوان در عرض شكسته باشد هر دو سر آن برابر آيد و اگر در طول شكسته باشد هر جزوى آن بجايگاه خود بنشيند و الا برفق از دست هر جزوى مكسور بجايگاهش بنشانند و چون عضو بهيئت اصلى آيد بعصابه بربندند بستنى معتدل در شدت و رخا

دوم در بستن عصابه و رفائد و جبائر

طريق بستن عصابه آنست كه عصابهء طويل بحسب عضو مكسور بگيرند و نخستين از انجا كه محل كسرست درپيچند ؟ ؟ ؟ سه كرت ؟ ؟ ؟