و نشان انعقاد دشيذ آنست كه بر عصابه و رفاده خون ظاهر شود و ما دام كه دشيذ سخت نشود عضو را مطلقا حركت قوى ندهند و همچنين عضو را بر يك وضع نهاده ندارند بلكه بعد ظهور استحكام اندكاندك حركت همى دهند تا كه كرخت نماند و صحت كلى روى نمايد و كذلك در برداشتن جبائر تعجيل نكنند اگرچه گمان افتد كه استوارى استخوان بوقوع آمد و از بهر آنكه ممكن بود كه دشيذ استحكام نپذيرفته باشد و عضو كوز گردد
پنجم در عمل مجبرى كسرهاى مركب
آنجا كه با كسر ورم يار باشد نخستين علاج آن بالدوا كنند و بعده نرم بهبندند و در روزى دو بار بكشايند تا كه ورم دور شود پس مجبرى به عمل آرند و آنجا كه با كسر گوشت مرضوض باشد بر ان شرط زنند و خون برآرند تا از فساد تعفن و تاكل محفوظ ماند و آنجا كه كسر مع الجراحت بود بايد كه محل جراحت را مكشوف داشته بحوالى آن رفاده و جبيره برگذارند و بنوعى كه مناسب باشد بربندند اما بعنف نبايد بست كه از درد مصون ماند و بر دهن جراحت پنبهء كهنه دارند تا زرداب بمكد و هم از ورم و اصابت هوا صيانت كند و جبائر و رفائد هر روز يا بعد از يك روز همى كشاده باشند بحسب حاجت و جراحت را بمرهم و ذرور تدارك كنند و وقت خوف حدوث ورم رفاده را به سركه و گلاب تر كرده سرد كنند و بحوالى جراحت نهند تا آماس بازدارد و اگر جراحت بزرگ و در محلى باشد كه گذاشتن جبيره بالاى آن ضرورى بود بايد كه هر دو طرف جراحت رفاده نهند و بالاى آن جبيره گذارند بنوعى كه بجراحت اذيت نرسد و مرهم در ان توان آورد و ريم و زرداب از ان تواند برآمد پس عصابه بر جبيره پيچند تا ذباب و هواى گرم و سرد بجراحت نرسد
ششم در عمل كسر كه شظاياى استخوان از وى برخيزد
آنجا كه استخوان بشكند و شاخها از وى برخيزد اما جلد را شگافته برون نيامده باشد و تحت جلد بود بلمس دست توان دريافت و مجبرى وى آنست كه نخستين برفق و تدريج ازوست شظاياى استخوان را بجاى خود نشانند و بعده ترم بندند و اگر پارهء استخوان برخيزد و درد شديد آرد و باصلاح دست به جائى نهنشيند بايد كه آن محل را بشگافند پس اگر شاخ مذكور از عظم جدا باشد كشيده برون كنند و اگر پيوسته باشد قطع نمايند و اگر ريزه ريزه شده باشد همگى ريزها برون آرند و طريق قطع شظاياى عظم مكسوره آنست كه نمد نرم را سوراخ كنند باندازهء شظيه و بر وى گذاشته شظيه را از سوراخ نمد برآرند پس پوستى از جلو و هم بران نمط بالاى نمد برگذارند و شظيه را ازين نيز برآرند و دست نهاده برفق فرونشانند چنانچه ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
برسد پس شظيه را از اصل قطع كنند و غشار اين كار مىبايد كه باريك و تيز و لطيفتر از غشار ؟ ؟ ؟ شانهسازان ؟ ؟ ؟ باشد و بعضى مجبران استخوان را بمثقب سوراخها كرده مىبرند و اين خالى از خطر نيست
هفتم در شرح مدت معتاد انجبار اعضاى مكسوره و امورات متعلقهء آن
بايد دانست كه انجبار هر عضو مكسور را معتادى نهادهاند چنانچه انجبار بينى شكسته در ده روز و انجبار استخوان پهلو در بست ؟ ؟ ؟ روز و انجبار استخوان ساعد و نحو آن در سى روز