بعده به طرف بالا همچنان روند و عصابهء ديگر بستانند و باز بر محل كسر پيچند چهار كرت و بعد از ان به طرف پائين پيچان فرود آيند و اگر ؟ ؟ ؟ كسر ؟ ؟ ؟ عظيم ؟ ؟ ؟ بود ؟ ؟ ؟ به ؟ ؟ ؟ موم ؟ ؟ ؟ بهبندند ؟ ؟ ؟ بدين نهج ؟ ؟ ؟ كه بالاى عضو مكسور از انجا كه منتهاى عصابهء اوليست پيچيدن شروع كنند ؟ ؟ ؟ عضو كه ؟ ؟ ؟ منتهاى ؟ ؟ ؟ عصابهء ؟ ؟ ؟ ثانىست ؟ ؟ ؟ فرود آيند و گفتهاند كه عصابه بر محل كسر محكمتر بايد پيچيد و بر ما دون آن نرم و عصابه هموار مىبايد نشيب و فراز در ان نمىشايد و مرض و پهنائى عصابها به مقدار عضو مكسور بايد داشت چنانچه عصابهء صدر و جنب بعرض يك وجب يا كموبيش و عصابهء ساعد و ساق مقدار سه انگشت و على هذا القياس و بعد از تعصيب هرجا كه كاواك و پست بود رفائد گذارند بنوعى كه تمام عضو مستوى شود و هيچ جا نشيب و فراز نماند و عصابه و رفاده مىبايد كه نرم و پاكيزه باشد و گفتهاند كه رفاده از كتان بايد ساخت تا آماس بازدارد و روغن بابونه و شراب قابض آماس را تحليل كند و عضو را قوت دهد و زيت انفاق كه در وى مصطگى و اشق بود محلل و مقوىست و بعد وضع رفائد به تختها بربندند و اين تختها را بتازى جبائر گويند و مىبايد كه جبائر از چوب نرم مثل انار و بيد و امثال آن باشد و هموار بايد ساخت تا نيك ملتزم گردد ليكن جبائر را از انجا كه بر نفس كسر واقع شود اگر اندكى سطبر و پركار دارند بهترست و اين جبائر از چهار جانب بايد نهاد تا محافظت عضو مكسور كند و صاحب ذخيره گفته كه بر عضو مكسور پيش از پنج روز جبائر نبايد بست و به بستن عصابه اكتفا بايد كرد مگر آنجا كه خوف اعوجاج يا آفتى ديگر باشد توقف يك روز هم جائز نيست و آنجا كه عضو مكسور بزرگتر بود جبائر ديرتر بايد بست
سوم در عمل پس از عمل مجبرى و ديگر مراعات متعلقهء آن
چون از مجبرى فارغ شوند بعلاج ديگر پردازند بحسب حال عليل چون فصد و مسهل خفيف و تلطيف تدبير و خورانيدن موميائى پارسى و غير آن و جبائر را پيش از دو روز يا سه روز نكشايند مگر بضرورت كه آن در دست و خارش و سرخ شدن عضو ما دون الرباط و درين حالت عضو را كشاده زمانى در هوا بدارند تا كه بيمار بياسايد و جهت رفع خارش آب نيم گرم تنطيل نمايند و بعد استراحت عصابها در گلاب و روغن گل و سركه تر كرده باز بربندند و گاه باشد كه لون جلد و لحم متغير گردد و پوستها برخيزد و بدان سبب حاجت بكشادن افتد پس هرگاه اين حال پديد آيد جبائر نشايد بست و بربط عصابه و رفاده كفايت بايد كرد و چون يك هفته بگذرد و در دو ورم و حرارت هيچيك نباشد بايد كه در تعصيب عنف كنند و پس از چهار پنج روز كشاده باشند و باضمدهء جبر و تغليظ تدبير بپردازند
چهارم در عمل باواخر علت هنگام انعقاد دشيذ و بعد آن
در اواخر كه هنگام انعقاد دشيذست عصابه روز به روز سستتر بايد بست