تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

اللام

-

لاذن

بفتح اول و ذال معجمه و دال مهمله نيز آمده رطوبتىست غليظه چسپنده كه از ساق و برگ شجر كوهى حاصل مىگردد و بهترين آن قبرسى خوب نرم خوشبوى چرب سياه مائل بسرخى و سبزى باشد و او را لادن عنبرى گويند مزاج آن گرم‌ست در دوم و خشك در اول و بعضى گرم در اول و خشك در دوم گفته و ملطف قوى و مسخن و مقوى ارواح‌ست و فرزجهء آن جهت صلابت رحم و اختناق الرحم و احتباس حيض نافع و خواصها دارد و مقدار شربت آن از نيم درم تا يك درم

لادنه

بفتح اول و دال مهمله و نون و هاى مختفى گياهىست خريفى كه از پوست ساق آن رسن بافند و بهندى سنى نامند تخم آن مستعمل ادويهء سوزاك‌ست

لازورد

بكسر زاى معجمه و واو مفتوح و راى مهملهء ساكن معرب لاجورد فارسىست و آن سنگى است معدنى صلب صاف نيلى براق با نقطهاى طلائى و كبود بسرخى و بنفشى و سبزى مائل و مزاج آن گرم‌ست در اول و خشك در دوم و مغسول آن سرد در اول و خشك در دوم و مفرح و مقوى دل و جالى باقوت قابضه و مسهل سودا و اخلاط غليظهء مخلوط بخون‌ست و خواصها دارد و مقدار شربت آن از نيم مثقال تا يك مثقال و بدل آن حجر ارمنىست

لبان

به ضم اول و فتح باى موحده به فارسى حسن‌لبه گويند صمغىست خوش‌بو و بهترين آن سفيد مائل بسرخى و سياهى بود و مزاج آن گرم‌ست در دوم و خشك در اول و مقوى دل و دماغ و مورث سرور و محلل و جاذبست و ديگر خواصها دارد و مقدار شربت آن تا دو درم

لبلاب

بفتح اول و سكون موحده و لام ثانى مفتوح دو نوع باشد صغير و كبير و كبير آن را بهندى چاندنى بيل و صغير آن را بهندى عشق‌پيچان نامند و آن نباتىست بستانى بياره‌دار كه كبير آن دو قسم سفيد و سياه مىباشد سفيد آن را گلش سفيد شبيه بشاخ حجامت و تخمش سفيد و برگش مانند برگ لوبيا و سياه او را گلش بنفش و دانه‌اش سياه و صغير آن اقسام سفيد و سرخ و زرد و كبود مىباشد و برگ همه ريزه و گل كوچك و تخم در غلاف سياه مائل بسرخى مزاج همهء آن مركب القوىست و جالينوس در دوم سرد و خشك گفته و مفتح و محلل و ملين و مسهل‌ست و مقدار شربت از آب برگ كبير آن يك اوقيه و از آب برگ صغير آن نيم رطل

لتوپرى

بفتح لام و ضم تاى فوقانى هندى و سكون واو و فتح باى هندى و كسر راى مهمله و سكون تحتانى نباتىست ربيعى هندى نهال آن به قدر نيم گز و كم و زياده از ان و برگش مانند برگ تره‌تيزك و گل آن زرد همچو گل بابونه و بر كنار آبها و دريا مىرويد و شيرهء برگش چون در جاى از بدن برسد خارش و آبله پيدا مىگردد و جوليان او را سورج‌چهال مىنامند مزاج آن گرم و خشك‌ست
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 244 | شمس الدين احمد