تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
تا دو درم

كندر

بضم اول و ضم دال مهمله بهندى كندر و گوند نامند علك و صمغ شجريست خاردار و خالص آن زود به آتش مشتعل شود و بهترين وى آنست كه ظاهر آن سفيد بود و چون بشكنند داخل آن زرد طلائىرنگ و چسپنده باشد مزاج آن گرم‌ست در دوم و خشك در سوم و نزد بعض گرم و خشك در اول دوم و باقوت قابضه و مجففه و جاليه و منضجه است و خواصها دارد و مقدار شربت آن نيم درم و ريزهاى آن را قشاركندر و دقاق الكندر نامند و آن شديد القبض و مجفف قوىست و به جهت نفث الدم بغايت مؤثر

كندش

بضم اول و سكون نون و ضم دال مهمله و سين منقوطهء ساكن نزد بعضى نكچهكنىست و آن در حرف عين مذكور شد و بعضى گفته كه بيخ نباتىست ظاهر آن مائل بسياهى و باطن وى مائل بزردى و بهترين آن تازهء تندبو بود مزاج آن گرم و خشك‌ست در آخر سوم و معطس و جالى و محلل‌ست و خواصها دارد و مقدار شربت آن از يك دانگ تا دو دانگ

كنكرزد

بفتح كاف اول و سكون نون و فتح كاف ثانى و سكون راى مهمله و كسر زاى معجمه و دال مهمله در آخر صمغ حرشف‌ست كه به فارسى او را كنكر نامند مزاج آن گرم‌ست در دوم و خشك در اول و مقى بلغم و صفرا بآسانىست و مقدار شربت آن يك درم تا دو درم و بدل آن جوز القى

كنكول

بفتح اول و سكون نون و ضم كاف ثانى دانه‌ايست مشابه بفلفل سياه اما كلان‌تر از ان و اكثرى دريده مزاج وى گرم‌ست و دافع فساد باد و بلغم و در ادويهء هنديهء معده مستعمل‌ست

كنوچه

اسم فارسى بزر المردست

كونچ

بفتح اول و واو ساكن و خفاى نون و جيم فارسى رستنى هندىست برى بياره‌دار كه بر اشجار برى مىپيچد و پهليهاى مزغب دارد و از اندرون پهلى آن تخم مشابه بتخم لوبيا و كلان‌تر از ان و براق مائل بسياهى و بعضى بسفيدى و منقط به نقطهاى سياه مىبرآيد مغز تخم مذكوره ممسك و مغلظ منىست و در ادويهء باهيه مستعمل و پوست پهلى آن چون به بدن رسد خارش سخت پديد آرد

كول‌گته

بلغت هندى تخم كنول صد برگ‌ست و گل كنول دوگونه باشد يكى آنكه هنگام تابش آفتاب بشگفد و سفيد سرخى مائل باشد و برگهاى آن از شش كمتر نبود و درونهء آن زرد مخروطىشكل بود كه قاعدهء او بالا باشد و در ان تخمها كه ميوهء اوست مىماند دوم آنكه در فروغ ماه بشگفد و سفيد بود و مغز كنول‌گته سفيد و شيرين و لذيذ طعم بود و مزاج وى سرد و ترست و مسكن حدت صفرا و خون و اشرف الحكما حكيم شريف خان دهلوى نوشته كه چون سبزى ميانهء مغز او را در آب سائيده طفل را دهند اثر باد و سموم و اطلاق شكم و تشنگى بر طرف سازد و در ادويهء قلاع نيز مستعمل‌ست و نيز بتجربه پيوسته كه در بيمارى تشنگى اطفال كه در گرما عارض مىشود در ظرف خوردن آب اطفال