نبات آن ما بين شجر و گياه و برگش بىزوائد و نرم و گلهاى آن بزرگ و پهن و مدور و زرد رخشنده و در وسط آن برگهاى ريزهء سياه مائل بسرخى و بغايت خوشمنظر و هميشه روى بآفتاب دارد و به حركت او دور مىكند مزاج آن گرم و خشكست در دوم و نزد بعضى در اول سوم و محلل و جالى و مبيهى و مفتح و مدر حيض و فضلات است و خواصها دارد
[ گاف ]
گل داؤدى
بضم اول گلىست بستانى معروف و دو قسم باشد زرد و سفيد و زرد آن بسيار بود و مزاج آن گرمست در دوم و خشك در اول و محلل رياح و مدر حيض و مخرج سنگ گرده و مثانه است و مقدار شربت آن بطريق سفوف سه مثقال و در مطبوخ پنج مثقال
گل منهدى
بضم اول و كسر ميم و خفاى نون و سكون ها و دال مكسور و تحتانى معروف گلىست بستانى و سرخ و سفيد و غير آن مىباشد و مزاج آن گرم و ترست و خوردن پختهء آن در قلايا مقوى باه گفتهاند
گل چگان
به ضم اول و كسر جيم فارسى و كاف فارسى مفتوح بهندى مهوه نامند شجريست معروف كه از ثمر آن شراب مىسازند
گورهل
بضم اول و راى مهملهء هندى گلبنىست بستانى كه گل آن آتشىرنگ و مضاعف چون گل ورد و از اندرون سبز مىباشد و از ان شراب مىسازند مبيهىست و مقوى
گلنار
بضم اول به عربى جلنار نامند و گلبن گلنار فارسى را نارون گويند گل آن كلان همچو گل درد بسيار سرخ و انبوه صد برگ مىباشد و مزاج آن سرد و خشكست در اول دوم و قابض و رادع و مجفف و حابس سيلاناتست و مقدار شربت آن از يك درم تا دو درم و بدل آن به وزن آن اقماع رمان
گلوى
بكسر اول و ضم لام و واو مجهول ساكن و تحتانى و مشهور به سكون لام و كسر واو بلغت هندى نباتى ست بيارهدار كه بر اشجار مىپيچد و به زبان سنسكرت جرناسنى خوانند مزاج آن نزد هنديان سرد و خشكست و بعضى گرم و خشك در اول و بعضى مركب القوى گفتهاند از چوب سبز آن پاره پاره كرده در آب شيرين خيسانيدهست يعنى عصاره مىبرآرند و آن در ادويهء باهيه و تغليظ منى و سوزاك و تپلرزه مستعمل اهل هندست و شيرهء چوب سبز آن باصحاب حميات مزمنه نفع بين مىرساند
گل ملتانى
بكسر اول خاكىست صفائحى سفيدرنگ و مزاج آن سرد و خشكست و در ادويهء رعاف و غير آن مستعمل
گولر
بضم اول و سكون واو و لام مفتوح و راى مهملهء ساكن شجريست هندى معروف و بستانى و برى مىباشد پوست درخت آن در ادويهء اسهال استعمال مىكنند و ثمر او را هم گولر گويند مزاج وى سرد و ترست و خام آن را نانخورش پخته بمرضاى عارضهء اسهال و بواسير خورانيدن نافع باشد