دوم : بريدن ناف و بستن آن « 1 » كه كمال دقت را به عمل بياورد جزو عمل قابله است .
سوم : طريقهء غسل طفل « 2 » ، آن هم جزء علمى و عملى قابله است .
چهارم : وضع قماط و بستن آن و وضع خوابانيدن آن « 3 » در ذكور و اناث كه اختلافى دارد و وضع خوابانيدن آنكه به اين درجه با قابله عامل و عالمى است كه از طبيب حاذق فراگرفته باشد .
پنجم : اختيار دايه و شير خوب .
ششم : مرضعه از والده يا دايه « 4 » .
هفتم : مكانى كه در آن طفل مىگذارند .
هشتم : در بيان كيفيت شير دادن طفل كه شب و روز چند هنگام بايد داد و به چه وضع بايد داد .
نهم : اصلاح شير مادر و « 5 » يا دايه .
دهم : مدت رضاع طبيعى كه چند مدت بايد شير داد .
يازدهم : در فطام كه قطع و بريدن شير است كه در چه سن و چه فصل بايد قطع نمود « 6 » .
دوازدهم : تدبير آنكه در بروز دندان چه بايد بكند كه مزاج طفل مختل نشود .
سيزدهم : چون طفل بناى حركت را نمود چه نحو بايد او را راه ببرند .
و ديگر از بابت تعليم معلم و فرستادن به مكتب و تأديب به آداب حسنه و تخلّق به اخلاق پسنديده و كتب متعلقهء لايقه « 7 » به ايشان كدام است و تحصيل فضايل و تخليه
هامش
( 1 ) . از اينجا تا آخر پاراگراف در نسخه الف نيست : مصحح
( 2 ) . از اينجا تا آخر پاراگراف در نسخه الف نيست : مصحح
( 3 ) . ب : - و وضع خوابانيدن آن ؛ از اينجا تا آخر پاراگراف در نسخه الف نيست : مصحح
( 4 ) . مورد ششم در نسخه الف نيست : مصحح
( 5 ) . ب : - و
( 6 ) . ب : شود
( 7 ) . ب : كتب لايقه به احوال متعلقه