تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
استفراغ به دواى مسهل بلغم مثل حب اصطمخيقون كه در آن تربد و ايارج و حب النيل و شحم حنظل افتد نمايند و اين قبل استحكام مرض استعمال كنند . و چون مرض مستحكم شود تدبير مسخن و مجفف و مدر بول كه مذكور شد استعمال نمايند . و اين معجون مدر بول و نافع استسقا است سليخه سنبل فقاح اذخر اسارون هر واحد دو جزو قسط دارچينى ميعه هر واحد يك جزو باريك سائيده به عسل كف گرفته معجون سازند شربت يك درم . و مع لك بايد كه نگاه به سوى قاروره كنند اگر سفيد باشد برودت و رطوبت بر كبد غالب بود پس اگر در اين جا حرارت نباشد ماء الاصول موافق اين علت يا دواء الكركم يا معجون لك صغير يا كبير مع روغن بادام تلخ و روغن بيدانجير بدهند . و اثاناسيا معمول به جگر گرگ نافع است چون از آن درم تا نيم مثقال به آب باديان افشرده استعمال كنند . و كذلك مثروديطوس فساد مزاج و استسقا را نافع است چون به مقدار حاجت از آن بخورند . و ايضا ترياق فاروق در اين باب منفعت بين دارد چون نيم درم تا نيم مثقال كم يا زياده به حسب حاجت از آن بخورند و در اين حال تعاهد به استفراغ بدن گاه گاه به حب سكبينج يا به حب اصطمخيقون و جوارش شهرياران و مانند آن نمايند .

[ بعض قدما ]

و بعض قدما ذكر كرده‌اند كه گوشت خارپشت چون خشك كرده باريك سائيده دو درم تا سه درم به شراب كهنه بخورند اصحاب استسقاى لحمى را نافع بود . و نوشيدن آب اثل بيست درم به عصارهء بيخ سوسن آسمانجونى ده درم به اندكى ريحانى استسقاى لحمى را نفع بين دارد . و آب قاقلى صد درم به عصارهء ايرسا بيست درم با قدرى شراب ريحانى نيز نافع است . و اما اضمده و اطليعه پس شكم و ساير بدن صاحب اين علت با اين ضماد طلا كنند بگيرند بابونه اكليل الملك و سرگين گاؤ و آرد جو و پشك بز هر واحد ده درم مصطكى و سنبل اسارون و افسنتين رومى هر واحد دو درم پوست بيخ كبر و قسط و صبر هر واحد پنج درم باريك سائيده به سركهء خمر و آب كرفس و باديان سرشته بر شكم و ساير بدن طلا كرده در آفتاب به قدر تحمل بنشينند بعد از آن به آبى كه اندر آن بابونه و شيح و برنجاسف و قيصوم جوشانيده باشند بشويند . و اگر چند روز بدن را به سرگين گاؤ و پشك بز باريك سائيده به آب اثل سرشته طلا نمايند نفع بخشد . و اين ضماد نيز نافع است سرگين گاؤ كه به شيح و قيصوم و بابونه علف كرده باشد يك جزو نمك اندرانى نيم جزو صبر ربع جزو بيخ سوسن ثمن جزو باريك سائيده بپزند و به سركهء كهنه بسرشند تا غليظ گردد و بر شكم و سائر بدن طلا كنند و بگذارند تا خشك شود و در حمام يا به آب گرم كه در آن شيح و قيسوم و نمام و مرزنجوش جوشانيده باشند بشويند . و سزاوار نيست كه هر يك دوا از اين ادويه از داخل و خارج دوام نمايند ليكن بايد كه بر صاحب او تبديل دوا و نقل او از دوائى به دوائى ديگر نمايند تا طبيعت به دواى واحد مالوف نگردد و بدان انتفاع نيابند و همچنين در سائر امراض متطاوله عمل بايد كرد .

[ ابو سهل ]

و ابو سهل گويد كه در لحمى اگر سبب ابتداى او انقطاع دم حيض بود يا بواسير كه خارج مىشد واجب است كه فصد كنند و تقليل از اين خون بارد ردى نمايند اگر قوت و سن و وقت و مزاج مساعدت كند . و بعد از آن آنچه تنقيهء تمام جسم از فضول متشتت در آن نمايد استعمال كنند و اين به اسهال و غرغره و ادرار بول و تعريق و تحليل حقنه حاده و رياضت دائم و دلك دائم آن را نافع بود . و استعمال آنچه از خارج مسخن باشد مثل آفتاب گرم كه سخونت او به سوى داخل بدن بالسويه غوص مىكند و تجفيف و جذب رطوبات به سوى خارج و تحليل آن مىنمايد و باقى را از آن رقيق مستعد به تحلل مىكند . و بايد كه جميع بدن در آفتاب مكشوف نمايند مگر سر كه آن را تنها پوشيده بايد داشت . و چون آفتاب در وسط آسمان آيد و زمين و هوا بسيار گرم گردد بايد كه در ريگ گرم دفن كنند تا آنكه عرق كند بعد از آن مسح بدن به روغنى كه در آن نطرون سرخ بريان سوده يا نمك بريان بود نمايند يا نطرون و نمك به غير روغن بر بدن بپاشند و حمام استعمال نكنند مگر هنگام ارادهء استراحت از تعب رياضت و تسخين . و بايد كه استحمام به آب شور باشد و غسل به آب درياى شور يا آب نطرون يا شب يا كبريت و آب‌هاى حمات نفع مىكند . و اگر موجود نباشد به صنعت تيار كنند به نوعى كه اين ادويه در آب مخلوط سازند و در آن بنشينند . و بايد كه غذا سريع الانهضام و انحدار مع لك مجفف مثل نان تنورى كه در آن بعض به زور محلل نفخ مفتح مثل باديان و تخم كرفس و انيسون و نانخواه سرشته باشند بدهند . و نان برنج در اين مرض نافع‌تر از نان گندم است و كذلك نآنجاورس و از بقول پودينه و كرفس و سداب و نعنع و كاسنى صحرائى و گندنا و از لحوم دراج و كبك و شفنين و قنابر و جدى و ظبى و تيهو و حيوانات وحشى برى و جبلى غير غليظ اللحم است و مع لك در صنعت تلطيف نمايد با اين طور كه نمكين و مخلل نمايند و در آن ابازير مثل دارچينى و فلفل و انيسون استعمال كنند و از خوردن حبوب مثل نخود و لوبيا و عدس و ماش خصوصاً در استسقاى لحمى و طبلى بازدارند . و از فواكه پسته و فندق و بسر صالح است و البته آب نبايد نوشيد و ليكن شراب مطبوخ كهنه صافى و تا ممكن باشد از آن نيز تقليل نمايند كه عطش از اعظم معالجات اين مرض است . و بايد كه در ابتداى اين علت قى يك مرتبه قبل از طعام و مرتبهء ديگر بعد آن به اشياى مهيج قى استعمال كنند . و ايضا هنگام صعود علت قبل اجتماع رطوبت كثير در بدن و قبل از ضعف قوت به عمل آرند و هر گاه رطوبت كثرت نمايد و قوت ضعيف گردد واجب بود كه ترك قى كنند و ادويهء مسهله و ادويهء مدر بول