تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
و سقوط اشتها و انضمام فم رحم عارض شود و گاه با صلابت در جميع رحم باشد و پستان و امتلاى آنها و گاهى ورم آنها عارض گردد و در شكم او حركت مثل حركت جنين محسوس شود و حجم مثل حجم آن گردد و از غمز به طرف راست و چپ منتقل شود و گاه تا چهار پنج سال اين صورت باقى ماند و گاهى تا آخر عمر طول كند و علاج نپذيرد و گاهى مثل استقسا و انتفاخ شكم آن را عارض شود ليكن با صلابت نه به طبيعت كه آواز طبل دهد و گاهى دروزه عارض گردد و مع ذلك بچه نباشد بلكه سبب او تمدد و انتفاخ در عروق حيض بو و چيزى نزايد و گاهى قطعهء لحم به صورتى كه ضبط اقسام او نتوان كرد بزايد و گاهى ريح صرف خارج شود و گاهى فضول مجتمعه با خون بسيار كه محتبس باشد بيرون آيد و ؟ از جميع اقسام اين علت آن قسم ثانى است كه در آن زن قطعهء لحم به صورتى زايد و اين قسم به عينه مسمى به مولى است و غير اين را مولى نگويند و در فارسى بار دروغين نامند و تولد اين قطعهء لحم را دو سبب است يكى كثرت مواد كه به سوى رحم ريزد و مع شدت حرارت دوم جماع كه در آن رحم بر منى زن فقط مشتمل گردد و به غذا مدد يابد و نمو گيرد و به سبب فقدان قوت فائله منى مرد پيدا نشود يا صورت ناقص الخلقت پيدا گردد . و از علامات مميزه ميان اين اصناف رجاحيان حمل حقيقى آن است كه اين شى وقتى متحرك شود و بعد از آن حركت نكند و صلابت شكم بادى شديدتر از صلابت شكم حامله به ولد حقيقى باشد و دست و پاى او بسيار مترهل با دقت بود و علامات مميزه ميان اصناف ديگر مذكوره و ميان رحا آن است كه رحا موهم جنين باشد و به جسم مضموم در رحم احساس شود و بيشتر در رحا آن چه در ورم رحم از اعراض قولنج عارض شود پديد آيد پس درد شديد حادث گردد با وجود آن كه همراه رحا چيزى از اعراض قولنج بيشتر باشد و در قولنج رحائى تمرى و شهرياران و مانند آن نفع بخشد و اين درد را ساكن كند و مع ذلك اخراج رحا نمايد . و صاحب كامل گويد كه علت معروف بر جا آن ورم صلب متحجر است كه در فم رحم و يا در همه رحم عارض شود و بدان جهت رحم صلب و متحجر گردد و استدلال بر اين علت به عروض سخافت بدن و زشتى و غيره كرده مىشود حتى كه در ابتدا گمان شود كه صاحب اين مرض حامله است . و چون زمانى بر آن طول كند توهم شود كه آن را استقسا است و فرقى در اين علت و در استقسا يحساوت و صلابتى كه در اين باشد و به علاماتى كه در انواع استقسا ظاهر شود در اين علت چيزى از آن ظاهر نگردد و توان كرد به آن كه اين علت چون طول كند امر صاحب او به استقسا انجامد . اما علتى كه آن را قب گويند آن انضمام شديد رحم است مع صلابت و اين از ورم حار معروف به فلغمونى عارض شود چون نزديك فم رحم از خارج هنگام تحلل لطيف او و بقاياى غليظ او حادث شود پس صلب و متحجر گردد و استدلال بر اين علت به تقدم ورم حار و به ظهور صلابت فم رحم و انضمام آن به لمس كرده مىشود . خجندى گويد كه رجا لجيم نزد اطبا مشهور است از باب رجا بر جود آن را قب نيز گويند و آن انضمام شديد فم رحم مع صلابت است و آن را عين گويند و به فارسى بار دروغى اى حمل كاذب . بعض محققين گفته‌اند كه رحا به جاى مهمله است بهر آن كه اين مرض را به طورى كه شيخ الرئيس نقل آن كرده در يونانى مولى گويند و مولى رحا است و آن قطعهء لحم است كه در رحم متولد شود و حرارت غريبه آن را منعقد سازد و چنانچه اين قول مسيحى در شرح كليات قانون گفته و اين مناقشه است و حق آن است كه هر دو معنى صحيح است بهر آن كه هر دو از لوازم اين مرض است و آن را به فارسى بار دروغين گويند و اسباب او متعدد است قسمى از اين آن است كه سببش تولد قطعهء لحم باشد و قسم ديگر آن است كه سببش رياح غليظ بود و قسم ديگر آن كه سببش ورم صلب در فم رحم باشد و اين مسمى به قلب است . و ابو سهل گويد كه علت مسمى بر رجا آن است كه در آن به سبب لزوم اعراض حمل گمان شود كه زن حامله است و آن حامله نباشد ليكن ريح غليظ بود كه ميان طبقات رحم محتبس شود و يا رطوبات غليظ باشد . و جرجانى گويد كه اسباب اين مرض سه نوع است يكى آن كه ساره در رگهاى رحم تولد كند و بدان سبب حيض بند گردد و دوم آن كه ريح غليظ در رحم افتد سوم آن كه منى زن در رحم ريخته شود و از خون مدد يابد و قوت مصوره كه در منى مردان است نباشد تا آن را صورتى دهد و چيزى چون گوشت تولد كند . و ابن الياس گويد كه سببش انصباب مواد رديه به سوى رحم است مع شدت حرارت مزاج يا شدت حرارت رحم و آن يا ورم صلب بود و يا رياح غليظ و فرق در آن و در حمل حقيقى تجاوز وقت حركت جنين است و صلابت شكم و سوء هضم و قراقر و نفخ شكم و گاهى مشابه به استسقاى طبلى گردد و فرق آن به صلابت و جساوت و سوء خلق و خبث تنفس توان كرد . و ابو منصور
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 725 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )