تخم خرپزه شش ماشه افزايند باز سناى مكى نه ماشه افزايند آخر روز اطريفل صغير يك توله عرق باديان ده توله دهند .
و اگر عرق باديان عرق نانخواه عرق عنب الثعلب هر يك نيم پاو شربت بزورى حار سه توله آميخته يك هفته بنوشند نيز ادرار حيض كند و علاوه از اين از مركبات قرص ابهل و معجون بهل و شربت بزورى و شربت كثوث و شربت جعده و شربت برنجاسف و شربت سليخه و نقوع به زور هر واحد مدر حيض است .
ذكر ادويهء مفرده و مركبهء هنديه كه ادار حيض كند :
بادرنگ جوشانيده با قند سياه بنوشند و ا مغ تخم بيدانجير يك عدد قريب ايام حيض هر روز بخورند حيض به فراغت آيد .
ديگر برگ گل پنبهء باغى كه زمه گويند نيم پاو در يك سير آب بجوشانند چون به چهارم حصه رسد صاف كرده چهار دام قند سياه آميخته بنوشند حيض براند .
ديگر سبوس اجواين پنج ماشه شب در نيم پاو آب تر كرده قند سياه كهنه با شهد يك توله افزوده بنوشند و پپتيا براى ادرار حيض مجرب نوشتهاند .
و ديگر در بياض استاد مرحومى مسطور است كه بيربهوئى بر تمام ليمو مالند و بعده زن را بدهند تا ببويد و در حال حيض جارى شود .
ديگر تخم ترب يا تخم زردك يا اجواين يك كف بخورند و چند روز مداومت نمايند حيض بگشايد و همچنين پوست پنبه كه در ميان او پنبه مىباشد جوشانيده تا سه روز بنوشند .
ديگر پوست درخت نيب كهنه كوفته دو توله زنجبيل چهار ماشه قند سياه دو توله در يك نيم پاو آب بجوشانند هر گاه نيم پاو آب بماند صاف كرده بنوشند ادرار حيض كند و كذا كنجد سياه گوك هر واحد توله شب در آب تر نموده صبح شيرهء برآورده قدرى شكر شيرين كرده نوشيدن .
ديگر تخم ترب حلبه تخم زردك مساوى كوفته بيخته كف دست به آب نيم گرم بنوشند و بعضى مجليمهء سوده ميدهند .
ايضا فتيله حيض به فراغت آرد قند سياه اندك روغن زرد در ظرفى بر آتش گذارند تا فتيله توان بست و پس قدرى بهروزهخ خشك سائيده اميخته فتيله ساخته در فم رحم رسانند و بخور نكهه و كذا گنده بهروزه در زير زن چند بار حيض براند .
دوائى كه حيض براند پودينهء خشك صعتر هوبير هر واحد چهار ماشه بادرنگ هر واحد پنج ماشه اجواين ساده شش ماشه پوست اخروت تخم خرپزه هر يك توله باديان نيم كوفته نه ماشه تخم سويه چار ماشه جوشانيده صاف نموده شكر سوارى چهار توله حل كرده بنوشدن .
ايضا مطبوخ كه حيض بسته بگشايد لوبياى سرخ مجيهه تخم ميتهى تخم گاجر تخم سويه تخم ترب اجواين باديان برگ سداب دومنه تركى مساوى قند سياه كهنه قدرى جوش داده بنوشند .
ايضا كه اسقاط حمل نيز كند پوست اخروت تخم ترب پوست پهلى املتاس هنسراج باى برنگ كوفته جمله مساوى نه ماشه قند سياه و چند ادويه جوش داده بنوشند و بعضى كلونجى و پوست پنبه نيز مىافزايند .
ايضا مدر قوى و سقط جنين باديان دو توله زنجبيل تخم شبت زردك هر يك چهار توله تخم بادنجان اجواين هر يك دو توله جوشانيده قند سياه چهار دام آميخته بنوشند .
ايضا منقول از بياض اوستادى مرحوم بيخ بانس تخم گزر هر يك به وزن دو فلوس تخم ترب پنج بهاگ يك فلوس تخم سويه قند سياه هر يك پنج فلوس همه را جوشانيده سه روز دهند و در ابتداى ايام حيض .
ايضا كه در هند براى احتباس طمث مروج است باديان تخم شبت تخم ترب تخم زردك تخم حلبه تخم نر انبزك كلوكنجى بادرنگ در ايام حيض تا سه روز جوشانيده بدهدن ديگر گوگل دارفلفل چوك مينهپل مغز تخم كدو تلخ برابر كوفته شياف ساخته بردارند حيض براند .
ايضا اسپند چوب كنجد سياه جوشانيده بنوشند .
ديگر مجيهه بابرنگ مرج كنوكول هر يك يك جزو اجمود باديان دانه الايجى كلان است بهروزه مصطكى هر يك نيم جزو سفوف كرده دو چند شهد اميخحته به قدر مناسب نوشند .
اقوال مهره :
[ مسيحى ]
مسيحى گويد كه هر گاه احتباس حيض از ورم رحم يا ميلان او اشد اولًا اعتنا به اصلاح آن نمايند .
و اگر احتباس او از انضمام افواه عروق به سبب برودت باشد افاويه مثل سليخه و اسارون و قسط و سنبل و حماما و حب بلسان و زعفران و دارچينى و فقاح و اذخر استعمال كنند .
و اگر به سبب غلظ خون و سردى او قوى شديد بود در ازالهء استعمال اين چيزها كفايت نكند جز آن كه اولًا تلطيف تدبير و تنقيهء بدن از اخلاط غليظ نمايند بعد از آن ادويهء ملطف و مفتح بنوشند .
و اگر احتباس حيض از فرط فربهى باشد بايد كه استفراغات و رياضت تعب و اغذيهء ملطفه و حقنههاى حاده با ضمادات ملطفه و حمولات جاذب خون حيض استعمال كنند .
و اگر تحتباس خون حيض از لاغرى به سبب امراض متاوله بشد بعد زوال اماض استحمام به آب شيرين و مالش به روغنهاى ملين و طعام كثير المقدار . عيش راحت . فرزجات ملينه معمول از ؟ و شحوم استعمال بايد كرد .
و اگر احتباس حيض به سبب رعاف