تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
ضماد كه براى ورم رحم و ذكر و كنج ران و سائر اورام حاره معمول است پوست خشخاش نرم سوده در آب مهرا بپزند پس گل سرخ بزرقطونا كوفته داخل كرده به روغن گل و سركه ضماد نمايند . ايضا مسكن درد و ورم رحم زعفران افيون ؟ پيه مرغ هر يك دو درم تخم خطمى پنج درم بيضهء نيم برشت يك عدد تخم كتان قدرى به روغن گل سرشته ضماد نمايند و فرزجهء كه مسكن ورم حار است آب مكوه آب كاسنى آب بارتنگ آب گشنيز روغن گل سفيدى بيضهء شير دختران با هم آميخته به عمل آرند . ايضا اين فرزجه و ورم حار بعد از استعمال روادع معمول است تخم خشخاش سفيد كوفته به شير بپزند و باز باريك بسايند و گل سرخ سوده و اندكى زعفران سوده و موم به روغن گل آميخته فرزجه نمايند .

اقوال حذاق :

[ سويدى ]

سويدى مينويسد كه روغن بادام شيرين نيم گرم كرده در پنبه آلوده بردارند ورم رحم را كه بعد نفاس يا بعد جماع عارض شود مجرب من است و حمول بيخ خطمى و جلوس در طبيخ آن و حمول صمغ عربى و پيه ماكيان و خطمى سوده در ورم رحم كه بعد نفاس حادث شود نافع و حمول مسكه و حقنهء رحم از نيم گرم آن و كذا ضماد برگ بيروج به سويق و كذا فرزجه به عصارهء شنجار كه آن كاهو صحرايى است ورم حار رحم را مفيد است . .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه در ورم رحم اگر قوت متحمل باشد اولًا فصد باسليق كنند . و اگر كفايت نكند فصد كعبين گشايند بعده دواى مسهل استعمال نمايند تا تنقيهء بدن بتمامه گردد و پس در ابتدا بر رحم ضمادات متخذ از اشياى رادعه مثل گل سرخ و عدس مقشر و پوست انار و بارتنگ و شكوفهء انگور و برگ عنب الثعلب و كاسنى و اسپغول و برگ خرفه و ثمر عوسج و عصى الراعى و حب العالم و ؟ و جراده كدو و آرد جو به كار برند و در منتهاى مرض با اين ادويه آن چه محلل باشد مثل حلبه و خطمى و بابونه و اكليل الملك و شبت و زعفران و غبار آسيا و مانند آن مخلوط سازند و در انحطاط علت به تدريج به سوى ادويهء مسخن و محلل مثل ميعه و اشق و مقل و قنه و موم و علك البطم و همه شحوم و امخاخ نقل نمايند . و اگر درد شديد باشد خشخاش سفيد و سياه به طلا پخته بسايند و گل سرخ و زعفران هر واحد يك درم سوده آميخته به طلا در روغن گل و موم سرشته فرزجه سازند . و ايضا براى اورام حاره بگيرند و مرهم داخليون و در روغن گل گداخته به عصارهء بارتنگ يا عنب الثعلب يا عصى الراعى و شير زنان آميخته بصوف بردارند . و ايضا از حلبه و خطمى لعاب غليظ برآرند و به آن پيه بط گداخته زعفران سوده آميخته استعمال كنند . و بايد كه در اوقات تزيد مرض و انتهاى آن آن چه مهيج و مدر حيض باشد استعمال نكنند و اما در انحطاط و بعد سكون ورم اندك واجب است كه مدرات حيض به عمل آرند .

[ شيخ ]

شيخ ميفرمايد كه در اورام حاره رحم به استفراغ خون احتياج شود . و چون دلائل مشهوره اعانت كنند و فصد باسليق نمايند اگرچه آن حبس حيض و جذب خون به سوى بالا مىكند و فصد صافن مشاركت شديدتر دارد و خون را از رخم بيشتر كشد و ادرار طمث را اولى بود و نافع‌تر است و خصوصاً ورمى را كه به سبب احتباس حيض باشد و بهتر در ابتدا اين است كه فصد باسليق كنند تا منع انصباب ماده بر رحم كند پس عقب او فصد صافن نمايند تا ماده را جذب كند و باسليق را چنان گشايند كه پايهاى زن بلند بالاى تكيه نهاده باشند و آن بر پهلو خفته باشد و در اخراج خون مبالغه نمايند . و بايد كه در ايام اول تا سه روز منع از غذا يا تقليل آن كنند و آب اصلًا ترك نمايند و خصوصاً خصوصاً در روز اول دور خانهء خوش هوا سكونت ورزند و حتى المقدور خواب نكنند و قى آن را شديد النفع است و گاهى احتياج به استعمال مسهل مخرج اخلاط افتد . و بايد كه در ادويهء آن دواى مسكن غيئان باشد و نزد حاجت اقدام به غذا نمايند و در ابتدا به آب شيرين گرم ممزوج به روغن گل خالص نشانند و به آب قوابض خفيفه مثل گل سرخ نطول سازند بعده بر آن مبالغه به قوابض نكنند تا ورم صلب نگردد و از ادويهء كه استعمال ضماد او بر آن در اين وقت نيكو است اين است كه خشخاش مهرا پخته به روغن گل يا روغن نفاق به كار برند بعد از آن به ملينات گرانيد و شراب به روغن گل آميخته نطول كنند و سفوف مبلول به آب مطبوخ مثل خطمى و تخم كتان و خارخسك و حرمل بسيار به اندك قوابض از بارتنگ و خرفه آميخته حمول كنند و كذلك مرهم معمول از زردهء بيضه و اكليل الملك مطبوخ مهرا و گاهى در اين روغن زعفران و ناروين داخل كرده مىشود و بعده در منتهى بر انضاج ماده اقدام نمايند و ضمادات از وفاى رطب و پيه مرغابى و روغن گاو و مغز گوزن و مانند آن به كار برند . و چون مرض به انحطاط آيد و در آن وقت معالجهء آن به محملات صرف كنند كه در آن نمام و مرزنجوش و غار در انتبج و مانند آن باشد و غذا دهند و تقويت قوت و انعاش آن نمايند . و چون بر آن ضماد نهند بستن او نشايد بهتر آن كه بستن به ورم مضر است .

[ صاحب كامل ]

صاحب كامل گويد كه چون ورم حار در رحم عارض شود فصد باسيليق و اخراج خون به قدر حاجت و قوت نمايند و شربت بنفشه ياجلاب به شيرهء تخم خرفه دهند و غذا باسفيدباج چوزهء مرغ يا سرمق يا چقندر يا خبازى يا بيضهء نيم برشت سازند و از آرد جو آرد باقلا و خطمى و بنفشه هر واحد درم كافور يك و نيم دانگ به آب گشنيز تر و كاسنى بر عانه ضماد كنند