تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
ذرو ر اصفر يا مراهم علاج كنند و هرچه در علاج خروج مقعد گذشت در اين مرض نافع بود . و انطاكى گويد كه اول قوابض مثل مازو و سرمه و سماق و قرط و پوست ضماد كنند پس اگر فائده نكند قطع كنند و بدوزند و مثل جراحت علاج كنند و در اين ضررى نيست .

قروح خصيه و ذكر و حوالى آن

ريشى كه بر خايه و كير و نواحى آن افتد زودتر به علاج آن مشغول بايد شد و نبايد گذاشت كه متعفن شود چه در آن هنگام علاج وى مشكل گرد . و شيخ مىفرمايد كه قروح عارض در اين مواضع ردى و ساعى بود يعنى پهن شود بهر آنكه به نواحى اين اعضا عفونت سرعت كند به سبب آنكه از هوا پوشيده و مائل به حرارت و رطوبت و قريب مجارى فضول‌اند و من وجه شبيه به قروح احشا و فم باشند و روى تر قرحه آن است كه در عضلات بيخ قضيب و مقعد باشد بهر آنكه محتاج به تجفيف قوى بود و مع لك حس او شديد قوى باشد و گاه احتياج به قطع نفس قضيب افتد چون قروح بر آن متعفن شود و پهن گردد . بالجمله سبب آن انصباب خلطى تيز از اعلى به اسفل باشد يا مباشرت با زنان فاحشه .

علاج

اول فصد صافن كنند و به فاصلهء سه چهار روز برگ باسليق زنند و تنقيهء سودا و صغراى سوخته به مسهلات آن نمايند و صبر مغسول و مرداسنگ مغسول و توتياى مغسول هر يك هفت ماشه با شراب و شير زنان برابر آميخته ضماد نمايند و كذا گل سرشو نافع بود و مرهم سفيد و مرهم زنگار و مانند آن از مراهم مدمله مفيد بود و صبر و مرداسنگ و اقليمياى مغسول با شراب ضماد كنند . و اگر قرحه كهنه باشد مجففات قويه مثل وقاق كندر و كاغذ سوخته و مر ضماد سازند و يا سائيده ذرور نمايند . و اگر از قسم آگله باشد فلدفيون بمالند بعد آن ادويهء مدمله را استعمال كنند و قرحه تعضيب كه به سبب آتشك باشد علاجش در بحث آن مسطور گردد . و اگر قرحه داخل قضيب باشد علاج آن جدا مذكور شود .

ذكر ادويهء مفرده و مركبه مفيد قروح مذكوره :

ذرور و كبوس استخوان بوسيدهء سوخته و سائيده با روغن گل مجرب سويد است و نهادن صبر و يا درونج و يا زهرهء نر گاو به عسل و يا توتياى كرمانى و يا شب به روغن گل و يا خون بزند و يا دوشيدن شير و يا بول انسان و يا خاكستر چوب انگور به روغن يا ذرور آن نيز نافع قروح خصيه است . و گويند برگ خشك خيار بستانى سوده بالخاصيت مجرب است و براى قروح قضيب مرهم زنگار سوخته و كذا قرحه به آب دهن روزه‌دار تر كرده بر آن سرمه سوده چسپانيدن و كذا كبوس حجر النار مجرب سويدى است و ذرور و كبوس صبر و كذا شب سوخته بعد تر كردن قرحه به آب دهن روزه‌دار يا به روغن گل و كذا دارشيشعان و كذا رصاص محرق و كذا انار كه قبل از نضج او از درخت بيفتد و كذا سبنا وج و كذا استخوان سوخته و كذا كدو خشك سوخته و طلاى روغن حلبه به موم زرد و كذا صبر محلول در عصارهء بارتنگ و كذا زوفاى رطب مخلوط به شحم مرغابى و پر كردن قرحه به چوب بطم سوخته باريك سوده و ذرور شادنج مغسول هر واحد نافع است . و گويند كه در قرحهء عجاز كه ما بين خصيه و مقعد باشد دارشيشعان شرباً و وضعاً بالخاصيت نافع است و زوفاى رطب سوخته افضل اشيا است و پوست مغيلان نيم‌كوفته در آب جوش داده قروح خصيه را بدان شستن نافع و كذا كميله با روغن كنجد آميخته ماليدن نافع قروح ذكر است و ذرور چاكسو باريك سائيده نيز مفيد و به قول يهودى قروح رطب اين نواحى را بشادنه و صبر و كدو سوخته و مرتك و مانند آن علاج كنند و اين ذرور سريع الابراء سات شب يمانى سوخته توتياى كرمانى مثل غبار سائيده بپاشند . و اين مرهم مجرب نوشته‌اند انزروت مرداسنگ سفيد و زرد سفيدهء قلعى هر واحد دو مثقال موم يك نيم مثقال روغن بنفشه يا روغن بادام ده مثقال سفيدى بيضه يك عدد در هاون حل كرده به كار برند . و گويند كه اين مرهم قروح قضيب را در يك روزه اصلاح آورد بهروزه توتياى كرمانى مازوى سبز هر يك دو درم زاج محرق انزروت سفيد دم‌الاخوين هر يك يك درم كوفته بيخته موم سفيد به روغن گل گداخته ادويه بدان آميخته مرهم سازند .

اقوال نحارير :

[ ابو سهل ]

ابو سهل گفته كه در قروح اين مواضع صبر و كندر از سائر مجففات كثير المنفعت است .

[ ابن سينا ]

ابن سينا مىنويسد قروحى كه بر كمره يعنى خشفه باشد محتاج به دوائى بود كه در تجفيف شديدتر باشد نسبت به قرح كه بر قلفه و جلد پيدا شود بهر آنكه كمره در مزاج شديد اليبس است و اين قروح يا تازه باشد و يا كهنه و از آن بعضى قروح خبيثه بود و براى قرحهء تازه چيزى بهتر از صبر نيست و قريب او مرداسنگ و اقليمياى مغسول به شراب و توتيا است و قريب اين مرواريد است و كدوى سوخته در اين عجب است و خاكستر شب و توتيا ذرورا و طلاءً به آب سرد . و اگر قرحه ارطب و كهنه باشد محتاج بود به چيزى كه قوىتر باشد مثل مس سوخته و پوست شجر صنوبر ضعار سوخته . و اگر حاجت به رويانيدن گوشت باشد كندر بدين ادويه آميزند